X
تبلیغات
كارخانه توليدي شن وماسه کوهستان لوجار

كارخانه توليدي شن وماسه کوهستان لوجار

تولید کننده بهترین و مرغوب ترین انواع ماسه با مناسب ترین قیمت

بالاست

 (قابل توجه پیمانکاران خط آهن در غرب کشور عزیزمان ایران)


این شرکت با دارا بودن معدن از نوع سنگ سیاه آندزیت و بازالت توانائی(با ذخیره میلیارد تن) تولید بهترین نوع مصالح بالاست را دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم فروردین 1393ساعت 11:57 بعد از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

تولید مصالح مخصوص بتن با se بالاتر از 80

این شرکت با توچه به دارا بودن معدن از نوع آندزیت و بازالت و استخراج به وسیله انفجار و پیکور بهترین و عالی ترین شن و  ماسه را تولید می نماید.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1392ساعت 11:7 بعد از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

تولید بیس

قابل توجه کلیه پیمانکاران محترم در غرب کشور.

این شرکت آمادگی تولید بهترین و با کیفیت ترین بیس از مخلوط انفجاری را با بهترین شرایط روز و همچنین با عالی ترین تراکم را دارد.


(تراکم صد در صدی)

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1390ساعت 0:52 قبل از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

تولید ماسه رنگی

قابل توجه بازدید کنندگان محترم:

این شرکت آمادگی تولید انواع ماسه های رنگی را با کیفیت عالی را دارد

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 10:26 قبل از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

تولید دوباره شن و ماسه دانه بندی شده

با سلام خدمت بازدید کنندگان محترم تولید مجدد شن و ماسه دانه بندی شده از سر گرفته شد
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 0:50 قبل از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

قانون معادن

فصل اول - تعاريف و كليات فصل دوم - اكتشافات فصل سوم - بهره برداري فصل چهارم - مقررات عمومي فصل اول - تعاريف و كليات ماده 1 - تعريف واژه‏هاي بكار رفته در اين قانون به شرح زير است: الف - ماده معدني (كاني): هر ماده يا تركيب طبيعي كه به صورت جامد يا گاز يا مايع و يا محلول در آب در اثر تحولات زمين شناسي به وجود آمده است. ب - كانه : مواد معدني يا كانيهاي موجود در كانسار كه داراي ارزش اقتصادي است. پ - ذخيره معدني (كانسار): تمركز و يا انباشت طبيعي يك يا چند ماده معدني در زير يا روي زمين و يا محلول در آب مي‏باشد. ت - معدن : ذخيره معدني است كه بهره‏برداري از آن مقرون به صرفه باشد. ث - اكتشاف : تجسس اداري به منظور يافتن كانسار است كه شامل عملياتي از جمله موارد زير مي‏باشد: 1- آثاريابي و نمونه‏برداري و آزمايشات كمي و كيفي. 2- بررسيهاي زمين شناسي ژئوفيزيكي و ژئوشيميايي مانند آنها و انجام اموري كه براي اين گونه بررسي‏ها لازم باشد. 3- حفاري روباز و زيرزميني. 4- تعيين شكل و كيفيت و كميت ذخيره معدني و تهيه نقشه‏هاي مربوطه. ج - پروانه اكتشاف: مجوزي است كه براي انجام عمليات اكتشافي مواد معدني در محدوده مشخص از طرف وزارت معادن و فلزات صادر مي‏شود. چ - گواهي كشف : تأييديه‏اي كه توسط وزارت معادن و فلزات پس از اتمام عمليات اكتشافي و كشف كانه به نام دارنده پروانه اكتشاف صادر مي‏شود. ح - بهره‏برداري: مجموعه عملياتي است كه به منظور استخراج و كانه آرايي و به دست آوردن مواد معدني قابل فروش انجام مي‏گيرد. خ - بهره‏بردار : شخص حقيقي يا حقوقي اعم از دولتي تعاوني و خصوصي است كه داراي پروانه بهره‏برداري از وزارت معادن و فلزات باشد. د - استخراج : مجموعه عملياتي است كه به منظور جدا كردن كانه از كانسار و انتقال آن به محل انباشت مواد انجام مي‏گيرد. ذ - اجازه برداشت: مجوزي است كه از طرف وزارت معادن و فلزات براي تأمين مصالح ساختماني مورد نياز طرحهاي عمراني و برداشت واريزه‏ها و ذخاير محدود و جزئي و نيز عمليات آزمايشگاهي صادر مي‏شود. ر - حقوق دولتي : عبارت است از درآمد دولت ناشي از استخراج بهره‏برداري و برداشت هر واحد از ماده يا مواد معدني. ز ـ كانه آرايي: عبارت است از كليه عمليات فيزيكي شيميايي و يا فيزيكوشيميايي كه به‏منظور جدا كردن قسمتي از مواد باطله از كانه و يا تفكيك كانه‏ها از يكديگر انجام مي‏گيرد. ژ - فرآوري : شامل كليه عملياتي است كه بر روي مواد خام معدني يا كانه آرايي شده آنها انجام و در نتيجه موجب توليد مواد اوليه صنعتي مي‏شود. س - محل انباشت مواد: محلي است خارج از كارگاههاي استخراج و تونلها و چاهها كه مواد مستخرجه در آنجا انباشته مي‏شود. ش - مواد باطله : عبارت است از موادي كه در نتيجه استخراج يا كانه آرايي از كانه جدا مي‏گردد. ص - شن و ماسه معمولي : شن و ماسه‏اي كه حاوي كاني‏هاي با ارزش نبوده و يا تفكيك آنها مقرون به صرفه نباشد و عمدتاً در كارهاي ساختماني راه‏سازي بتن ريزي و نظاير آن استفاده مي‏گردد. ض - خاك رس معمولي : خاكي است كه براي ساختن خشت و آجر معمولي (غيرنسوز) به كار مي‏رود و نيز در عمليات ساختماني و راه‏سازي و كشاورزي از آن استفاده مي‏شود. ط - خاك صنعتي : خاكي است كه به علت داشتن خواص فيزيكي و شيميايي خاص مصارف صنعتي مختلف دارد. ظ - سنگ لاشه و ساختماني : سنگهاي مختلف موجود در طبيعت كه حاوي كانه قابل تفكيك در شرايط كنوني نبوده و عمل آوري آن رايج و معمول و يا مقرون به صرفه نباشد و بنا به تشخيص وزارت معادن و فلزات سنگ تزئيني نيست و عموماً در پي يا ديوارچيني ساختمانها راه‏سازي و ديواره‏سازي و امور نظير آن به كار مي‏رود. ع - سنگ تزئيني : سنگهاي متبلور و غيرمتبلور رسوبي آذرين و دگرگوني كه حاوي كانه قابل تفكيك در شرايط كنوني نبوده و عمل آوري آنها نظير برش و صيقل رايج و مقرون به صرفه باشد از قبيل مرمر شبه مرمر (مرمريت) تراورتن گرانيت و امثالهم. غ - پروانه بهره‏برداري : مجوزي است كه توسط وزارت معادن و فلزات براي بهره‏برداري از معادن در محدوده‏اي كه مشخص شده است صادر مي‏گردد. ف - طرح بهره‏برداري: طرحي است كه در آن جزئيات برنامه‏هاي اجرايي براي بهره‏برداري از معدن و زمان‏بندي اجراي عمليات و ساير اطلاعات براساس شناسنامه معدن در نمونه فرمهاي ويژه وزارت معادن و فلزات توسط عاملين بهره‏برداري درج مي‏گردد. ق - معادن بلامعارض: به معادني اطلاق مي‏شود كه فاقد بهره‏بردار بوده و يا واگذاري آن از نظر اين قانون منعي نداشته باشد. ماده 2 - در اجراي اصول چهل و چهارم و چهل و پنجم قانون اساسي مسئوليت اعمال حاكميت دولت بر معادن كشور و حفظ ذخاير معدني و نيز صدور اجازه انجام فعاليتهاي معدني مقرر در اين قانون و نظارت بر امور مزبور و فراهم آوردن موجبات توسعه فعاليتهاي معدني دستيابي به ارزش افزوده مواد خام معدني توسعه صادرات مواد معدني با ارزش افزوده ايجاد اشتغال در اين بخش و نيز افزايش سهم بخش معدن در توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور به عهده وزارت معادن و فلزات مي‏باشد. اعمال حاكميت مذكور در اين ماده مي‏تواند مانع اعمال مالكيت اشخاص حقيقي و حقوقي در محدوده مقررات باشد. ماده 3 - مواد معدني : به شرح زير طبقه‏بندي مي‏شوند: الف - مواد معدني طبقه يك عبارت هستند از : سنگ آهك سنگ گچ شن و ماسه معمولي خاك رس معمولي صدف دريايي پوكه معدني نمك آبي و سنگي مارن سنگ لاشه ساختماني و نظاير آنها. ب - مواد معدني طبقه دو عبارت هستند از : 1- آهن طلا كرم قلع جيوه سرب روي مس تيتان آنتيموان موليبدان كبالت تنگستن كادميوم و ساير فلزات. 2- نيتراتها فسفاتها براتها نمكهاي قليايي سولفاتها كربناتها كلرورها (به استثناي مواد ياد شده در طبقه يك) و نظاير آنها. 3- ميكا گرافيت تالك كائولن نسوزها فلدسپات سنگ و ماسه سيليسي پرليت دياتوميت زئوليت بوكسيت خاك سرخ خاك زرد خاكهاي صنعتي و نظاير آنها. 4- سنگهاي قيمتي و نيمه قيمتي مانند الماس زمرد ياقوت يشم فيروزه انواع عقيق و امثال آنها. 5- انواع سنگهاي تزئيني و نما. 6- انواع زغال سنگها و شيلهاي غيرنفتي. 7- مواد معدني قابل استحصال از آبها و نيز گازهاي معدني به استثناي گازهاي هيدروكربوري. ج ـ مواد معدني طبقه سه عبارت هستند از: كليه هيدروكربورها به استثناي زغال سنگ مانند: نفت خام گاز طبيعي قير پلمه سنگهاي نفتي سنگ آسفالت طبيعي و ماسه‏هاي آغشته به نفت و امثال آنها. قير پلمه سنگهاي نفتي و سنگ آسفالت طبيعي در صورتي كه مورد عمل وزارت نفت شركتها و واحدهاي تابعه و وابسته به آن وزارت نباشد جزو معادن طبقه دو محسوب مي‏گردد. د - مواد معدني طبقه چهار عبارت هستند از: كليه مواد پرتوزا اعم از اوليه و ثانويه. تبصره - طبقه آن دسته از مواد معدني مرتبط با محدوده طبقات يك و دو كه در طبقه‏بندي فوق مشخص نشده يا مورد ترديد باشد و نيز طبقه موادي شامل چند ماده از يك طبقه و موادي از طبقه ديگر برحسب نوع اهميت و ارزش اين مواد توسط وزارت معادن و فلزات تعيين مي‏شود. ماده 4 - امور مربوط به مواد معدني طبقات يك و دو به استثناي شن و ماسه معمولي و خاك رس معمولي در چارچوب مقررات اين قانون در حيطه وظايف وزارت معادن و فلزات مي‏باشد. تبصره - تشخيص معمولي بودن شن و ماسه و خاك رس با وزارت معادن و فلزات است.
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 6:39 بعد از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

افتتاح خط تولید

تولید شن وماسه از امروز ۴/۳/۱۳۸۶ در کارخانه آغاز شد .هوطنان عزیز جهت اطلاع از نحوه خرید ورزرو با تلفن ۰۸۷۲۶۵۲۵۲۵۵ کارخانه تماس  حاصل فرمائید.
+ نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 9:49 قبل از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

سنگ شناسی

سنگ از نظر زمين‌شناسان به ماده‌ى سازنده‌ى پوسته‌ و بخش جامد سست‌کره‌ى زمين گفته مى‌شود. سنگ‌ها از يک يا چند کانى درست شده‌اند و از نظر چگونگى پديد آمدن در سه گروه سنگ‌هاى آذرين، سنگ‌هاى رسوبى و سنگ‌هاى دگرگونى جاى مى‌گيرند. سنگ‌هاى آذرين از سرد شدن گدازه‌ى آتش‌فشان‌ها به وجود مى‌آيند. سنگ‌هاى رسوبى پيامد فرسايش سنگ‌ها و انباشته شدن رسوب‌ها در درياها هستند. هنگامى که سنگى در فشار و گرماى زياد قرار گيرد، سنگ دگرگونى پديد مى‌آيد.

سنگ‌ها و کانى‌ها

کره‌ى زمين از نظر ويژگى‌هاى فيزيکى ساختار لايه‌اى دارد. بخش مرکزى آن جامد است، بيش‌تر از آهن و نيکل درست شده و هسته‌ى درونى ناميده مى‌شود. پيرامون هسته‌ى درونى را لايه‌ى مايعى از آهن و نيکل فراگرفته که هسته‌ى بيرونى نام دارد. پيرامون هسته‌ى بيرونى را لايه‌اى به نام گوشته در بر مى‌گيرد که خود از لايه‌ا‌ى جامد و سخت به نام گوشته‌ى زيرين و لايه‌اى نرم‌تر و خميرى به نام سست‌کره درست شده است. پيرامون گوشته را لايه‌ى نازک و جامدى به نام پوسته فراگرفته که بيش‌تر از سيليس، اکسيژن و آلومينيوم درست شده است. زمين‌شناسان به مواد طبيعى و بى ‌جان سازنده‌ى پوسته سنگ مى‌گويند و بيرونى‌ترين لايه‌ى زمين را سنگ‌کره مى‌نامند.

سنگ‌ها از يک يا چند کانى درست شده‌اند. کانى به موادى بى‌جان، جامد و بلورى گفته مى شود که ترکيب شيميايى به نسبت ثابتى دارند. بيش از 3 هزار گونه کانى در طبيعت يافت شده است که نزديک 20 تا 25 گونه از آن‌ها در ساختمان بسيارى از سنگ‌ها وجود دارند. بيش‌تر سنگ‌ها از چند کانى درست شده‌اند، مانند گرانيت که بخش زيادى از آن از سه کانى کوارتز، فلدسپات و بيوتيت است. هر گروه از سنگ‌ها نيز داراى کانى‌هاى مشخصى هستند که در گروه سنگ‌هاى ديگر وجود ندارند يا بسيار اندک هستند. براى نمونه، کانى هاليت فقط در سنگ‌هاى رسوبى ديده مى ‌شود و در سنگ‌هاى آذرين يا دگرگونى ديده نمى ‌شود. کانى ولاستونيت نيز فقط در سنگ‌هاى دگرگونى يافت مى شود. با اين همه، برخى از کانى ‌ها، مانند کوارتز، ممکن است در هر گونه سنگى وجود داشته باشند

سنگ‌ها و کانى‌هاى آن‌ها

سنگ‌هاى آذرين
ارتوز، پرتيت، ميکروکلين، پلاژيوکلاز، کوارتز، نفلين،

لوسيت، هورنبلند، اوژيت، بيوتيت، مسکوويت، اليوين

سنگ‌هاى رسوبى
کانى‌هاى رسى ، کلسيت، دولوميت، کوارتز، هاليت، سيلوين،

ژيپس، انيدريت،گلوکونيت، اکسيدها(به‌ويژه آهن)،کربنات‌هاى ديگر

سنگ‌هاى دگرگونى
استروليت، کيانيت، آندالوزيت، سيليمانيت، گرونا، ولاستونيت،

تروموليت، کلريت، گرافيت، تالک

سنگ‌هاى آذرين

هرچه بيش‌تر به ژرفاى زمين برويم، دما بالاتر مى ‌رود و در ژرفاى زياد به اندازه‌ى مى‌رسد که براى ذوب‌ شدن سنگ‌ها کافى است. با اين همه، مواد درونى زمين به حالت مذاب نيستند و فشار زيادى که از لايه‌هاى بالايى بر لايه‌هاى زيرين وارد مى‌شود، از ذوب شدن سنگ‌ها جلوگيرى مى‌کند. اما در جاهايى از ژرفاى زمين که به دليلى(براى نمونه، در پى جايه‌جايى ورقه‌هاى سنگ کره) از فشار کاسته مى‌شود يا سنگ‌هاى سطحى زمين به زير سطح فرو مى‌روند، سنگ‌ها ذوب مى‌شوند. هر جايى که سنگ‌ها ذوب شوند، ماده‌ى مذاب، که ماگما نام دارد، به سوى بالا راه پيدا مى‌‌کند و آرام آرام دماى آن کاهش مى‌يابد و سنگ‌هاى آذرين را پديد مى‌آورد.

ماگما ممکن است به بخش‌هاى بالايى پوسته نفوذ کند يا از راه شکاف‌ها و سوراخ‌ها به سطح پوسته راه يابد. ماگمايى که از سطح پوسته بيرون نمى‌زند به آهستگى و طى سال‌ها سرد مى‌شود و سنگ‌هاى آذرين درونى را مى‌سازد. به ماگمايى که از دهانه‌ى آتش‌فشان بيرون مى‌آيد و به سطح زمين مى‌رسد، گدازه مى‌گويند. همه‌ى حجم گدازه‌اى که به سطح زمين مى‌آيد، به حالت مذاب نيست و قطعه‌هاى ذوب نشده‌ى سنگ و کانى‌هاى بلورى را نيز در خود دارد. گدازه طى چند روز سرد مى‌شود و سنگ‌هاى آذرين بيرونى را مى‌سازد.

بررسى ترکيب شيميايى سنگ‌هاى آذرين و گدازه‌ى آتش‌فشان‌هاى فعال نشان داده است که ماگما يک ترکيب سيليکاتى با اندکى اکسيدهاى فلزى ، بخار آب و مواد گازى است. سنگ‌هاى آذرين را بر پايه‌ى درصد اين مواد در سه گروه گرانيتى(اسيدى)، بازالتى(بازى) و آندزيتى(ميانه) جاى مى‌دهند. سنگ‌هاى آذرينى مانند ريوليت و داسيت را که محتواى سيليس آن‌ها بالاست، يعنى بيش از 63 درصد 2
SiO دارند، از گروه سنگ‌هاى آذرين اسيدى به شمار مى‌آورند. سنگ‌هاى آذرينى مانند آندزيت که بين 52 تا 63 درصد 2 SiO
دارند، از سنگ‌هاى آذرين ميانه و سنگ‌هايى مانند بازالت و گابرو را که محتواى سيليسى کم‌ترى دارند، از سنگ‌هاى آذرين بازى هستند. برخى از سنگ‌هاى آذرين، مانند پريدوتيت، را که محتواى سيليسى آن‌ها بسيار پايين است، فرابازى مى ‌دانند.

بافت سنگ‌هاى آذرين

زمين‌شناسان در بررسى‌هاى صحرايى، که ابزارهاى پيچيده‌ى آزمايشگاهى در دسترس نيست، از اندازه و آرايش بلورهاى سنگ، که بافت سنگ نام دارد، براى توصيف سنگ‌ها بهره مى‌گيرند. اصطلاح بافت سنگ هنگام بررسى سنگ زير ميکروسکوپ نيز به کار مى ‌رود. بافت سنگ آذرين علاوه بر اين که آن را از سنگ‌ها ديگر جدا مى‌کند، ما را از درونى بودن يا بيرونى بودن آن و حتى ژرفايى که سنگ در آن‌جا از ماگما پديد آمده است، آگاه مى‌سازد.

1. بافت نهان‌بلورين. بلورها را نمى‌توان با چشم غيرمسلح ديد. اگر بلورها به اندازه‌اى کوچک باشند که فقط با ميکروسکوپ‌ پولاريزان ديده شوند، اصطلاح ميکروکريستالين و اگر فقط با ميکروسکوپ الکترونى يا پرتوهاى ايکس شناسايى شوند، اصطلاح کريپتوکريستالين را به کار مى‌برند.

2. بافت آشکاربلورين. بلورها درشت و از 2 تا 5 ميلى ‌متر هستند. اين بافت زمانى پديد مى‌آيد که ماگما به آهستگى درون زمين سرد شود.

3. بافت پگماتيتي. گونه‌اى از بافت آشکاربلورين است که اندازه‌ى بلورهاى آن بزرگ‌تر از 5 سانتى‌متر و حتى چند متر است.

4. بافت پرفيري. گونه‌اى از بافت آشکاربلورين است که داراى بلورهاى درشت در زمينه‌اى از بلورهاى ريز است. اين بافت نتيجه‌ى سرد شدن آهسته زير سطح زمين و آمدن ناگهانى ماگما به سطح زمين است که نخست با پديدآمدن بلورهاى درشت و سپس با بلورهاى ريز همراهى مى‌شود.

5. بافت سوراخ‌دار. در پى سرد شدن تند گدازه‌اى که گاز فراوان در خود دارد، بر سطح زمين پديد مى‌آيد. سنگ‌پا نمونه‌اى از اين بافت است.

6. بافت شيشيه‌اي. در برخى فوران‌هاى آتش‌فشانى، گدازه به درون آب ريخته مى‌شود و بسيار تند سرد مى‌شود. اين گونه سنگ‌ها بلور ندارند و بافتى مانند شيشه دارند.

7. بافت آذرآواري. هنگامى که گدازه به صورت ذره‌هاى خاکستر به هوا پرتاب مى‌شود و آن ذره‌ها به صورت لايه‌اى ته‌نشين مى‌شوند، سنگ‌هايى را مى‌سازند که ذره‌هاى سازنده‌ى آن‌ها آذرين، ولى ته‌نشينى آن‌ها شبيه سنگ‌هاى رسوبى است.

8. بافت آگلومرا. اگر اندازه‌ى ذره‌هاى پرتابى از دهانه‌ى آتش‌فشان بزرگ باشد، پس از ته‌نشين شدن به يکديگر جوش مى‌خورند و سنگ يکپارچه‌اى را مى‌سازند که آگلومرا ناميده مى‌شود.

خانواده‌هاى سنگ‌هاى آذرين

سنگ‌هاى آذرين را بر پايه‌ى بافت، درصد سيليس، رنگ، چگالى، ترکيب شيميايى و در نظر داشتن ويژگى‌هاى ديگر، طبقه‌بندى مى‌کنند.

1. خانواده‌ى گرانيت- ريوليت. گرانيت از شناخته‌شده‌ترين سنگ‌هاى آذرين درونى است که فراوانى و زيبايى آن پس از صيقل يافتن، باعث شده است که در معمارى مورد توجه باشد. نام اين سنگ از واژه‌ى لاتين گرانوم به معناى دانه‌ى گندم گرفته شده است، زيرا بيش‌تر کانى‌هاى آن به اندازه‌ى دانه‌ى گندم است. بافت‌ آن از نوع آشکاربلورين است و بيش‌تر از فلدسپات پتاسيم‌دار، پلاژيوکلاز سديم‌دار و کوارتز درست شده است. کانى‌هاى بيوتيت، آمفيبول، هورنبلند و گاهى ميکاى سفيد نيز در ساختمان آن ديده مى‌شود.گرانيت‌ها به رنگ‌هاى سفيد، خاکسترى و صورتى ديده مى‌شوند که برخاسته از نوع فلدسپات آن‌هاست.

ريوليت از نظر نوع کانى‌ها با گرانيت تفاوت زيادى ندارد و در واقع گرانيتى است که بيرون از پوسته‌ى زمين پديد مى‌آيد. ريوليت‌ها رنگ روشنى دارند و چون جهت‌يافتگى ماده‌ى مذاب را به آسانى مى‌توان در آن‌ها شناسايى کرد، به اين نام خوانده مى‌شوند( ريوليت به معناى جريان يافته است.) در اين خانواده سنگ‌هايى با بافت شيشه‌اى نيز وجود دارد که ابسيدين شناخته‌شده‌ترين آن‌هاست. اين سنگ تيره‌رنگ است و تيرگى آن به اين علت است که هيچ گونه بلورى در آن وجود ندارد. به سنگ‌هاى بيرونى با بافت سوراخ‌دار اين خانواده، پونس، پاميس يا سنگ‌پا مى ‌گويند. توجه داشته باشيد که سنگ‌پا ممکن است در خانواده‌هاى ديگر نيز وجود داشته باشد.

2. خانواده‌ى گرانوديوريت- داسيت. گرانوديوريت يکى از فراوان‌ترين سنگ‌هاى آذرين درونى است که از نظر کانى ‌شناسى، در ميانه‌ى سنگ‌هاى گرانيتى و ديوريتى جاى مى‌گيرد. زيرا درصد کوارتز آن اندکى از گرانيت کم‌تر ولى از ديوريت اندکى بيش‌تر است. داسيت همانند بيرونى گرانوديوريت است. اين سنگ در ايران فراوان است و بيش‌تر به رنگ روشن ديده مى شود.

3. خانواده‌ى ديوريت- آندزيت. ديوريت‌ها سنگ‌هايى هستند که بيش‌تر از فلدسپات‌ پلاژيوکلاز سرشار از کلسيم درست شده‌اند. اين سنگ‌ها اغلب کوارتز ندارند، اما گاهى اندکى کوارتز و فلدسپات پتاسيم‌دار نيز در ساختمان آن‌ها ديده مى‌شود.کانى‌هاى تيره‌رنگ ديوريت‌ها اغلب آمفيبول، پيروکسن و بيوتيت است. آندزيت همانند بيرونى ديوريت است که به رنگ خاکسترى تيره ديده مى‌شود به صورت سنگ‌پا و آذرآوارى نيز وجود دارد.

4. خانواده‌ى گابرو- بازالت. گابروها سنگ‌هاى تيره با چگالى به نسبت بالا هستند که بيش‌تر از پيروکسن و پلاژيوکلاز کلسيم‌دار درست شده‌اند. البته، ممکن است اندکى اليوين نيز در آن‌ها ديده شود. بازالت همانند بيرونى گابرو است. بازالت و گابرو 75 درصد سنگ‌هاى آذرين پوسته‌ى زمين را مى‌سازند. بازالت سوراخ‌دار را اسکورى مى‌گويند که شبيه سنگ‌پاست. بازالت شيشه‌اى نيز وجود دارد که به آن‌ها تاکى‌ليت مى‌گويند. در پيرامون آتش‌فشان خاموش دماوند، به‌ويژه در کناره‌ى جاده‌ى هراز، مى‌توان گونه‌هاى اسکورى، پرفيرى و آگلومراى بازالتى را پيدا کرد.

5. خانواده‌ى پريدوتيت. پريدوتيت سنگى بسيار بازى است که بيش‌تر از کانى‌هاى آهن و منيزيم‌دار درست شده است.پريدوتيت‌ها چگالى بالايى دارند و رنگ آن‌ها تيره است. اليوين فراوان‌ترين کانى پريدوتيت‌هاست، اما ممکن است اندکى پيروکسن و حتى آمفيبول نيز در آن‌ها ديده شود. پريدوتيت‌ها سرشار از اليوين را دونيت گويند و پريدوتيت‌هاى سرشار از پيروکسن را پيروکسنيت مى‌نامند. در صورتى که هم اليوين و هم پيروکسن را داشته باشند، لرزوليت خوانده مى‌شوند. لمبورژيت، که بسيار کمياب است و از بلورهاى ريز اوژيت(نوعى پيروکسن) و اليوين آهن‌دار درست شده است، همانند بيرونى پريدوتيت‌هاست و به رنگ قرمز قهوه‌اى ديده مى ‌شود. کيمبرليت را نيز همانند بيرونى آن‌ها مى‌دانند که سرشار از اليوين است و بلورهاى ريز و اندکى گرونا(کانى دگرگونى) و الماس دارد.

سنگ‌هاى رسوبى

چهره‌ى زمين همواره در حال دگرگونى است و عامل‌هايى مانند نيروى گرانش، آب‌هاى جارى، موج‌هاى دريا، باد، يخچال‌ها و حتى انسان، همراه با کنش‌هاى شيميايى موادى مانند آب، اکسيژن، دى‌اکسيد کربن، اسيدها و مواد ديگر، باعث از هم‌پاشى ساختمان سنگ‌ها و خرد شدن آن‌ها مى ‌شوند. خرده‌سنگ‌ها همراه با مواد محلول به جاهاى پستى مانند درياها، درياچه‌ها، کنار رودخانه‌ها، غارها و جاهاى ديگر مى‌روند و در آن‌جا ته‌نشين مى‌شوند. مواد ته‌نشين شده، که رسوب ناميده مى‌شوند، در اثرعامل‌هاى گوناگونى، مانند فشار و گرما، به هم پيوسته مى شوند و سنگ‌هاى سخت و يکپارچه‌اى را مى‌سازند که به آن‌ها سنگ‌هاى رسوبى مى‌گويند.

سنگ‌هاى رسوبى به علت لايه‌لايه بودن و نيز داشتن برجاى ‌مانده‌هايى از جانداران گذشته، به زمين‌شناسان کمک مى‌کنند تاريخ گذشته‌ى زمين را بازسازى کنند. سنگ‌هاى رسوبى در مقايسه با سنگ‌هاى آذرين و دگرگونى بخش کم‌ترى از پوسته‌ى زمين را مى ‌سازند، اما چون در سطح زمين ساخته مى ‌شوند، بخش زيادى از سطح قاره‌ها را پوشانده‌اند. اين سنگ‌ها جاى انباشته شدن و جابه‌جايى آب‌هاى زيرزمينى هستند و به دليل اندوخته‌هاى زغال‌سنگ، نفت و گاز، نمک، کانى‌هاى آهن‌دار و ديگر کانى‌هايى که در صنعت ارزش دارند، بسيار مورد توجه هستند.

رسوب‌گذارى

هنگامى که انرژى يک رود زياد است، بستر خود و هر چه را که در راه آن است، خراب مى‌کند و خرده‌ها را به خود جابه‌جا مى‌کند. هنگامى که از انرژى رود کاسته مى‌شود، براى نمونه هنگامى که شيب بستر کاهش مى‌يابد يا حجم آب کاهش مى‌يابد، توان جابه‌جايى مواد همراه خود را از دست مى دهد و ته‌نشينى آن مواد آغاز مى شود. آن مواد رسوبى ممکن است ذره‌هاى حاصل از خرد شدن سنگ‌هاى آذرين، دگرگونى و حتى رسوبى باشند. به اين گونه رسوب‌ها رسوب‌هاى آوارى مى‌گويند.کوارتز، فلدسپات، کانى‌هاى سنگين و سپس ميکاها و کانى‌هاى رسى ، از ذره‌هاى رسوب‌هاى آوارى هستند.

برخى از رسوب‌ها پيامد فرايندهاى شيميايى و زيست‌شيميايى هستند. رسوب‌هاى آهکى درون غارها و رسوب‌هاى ژيپس و نمک خوراکى، از نمونه‌هاى فراوان فرسايش شيميايى هستند. پوسته‌ى آهکى برخى از جانداران دريايى پس از مرگ در کف دريا ته‌نشين مى‌شود و بخشى از سنگ‌هاى رسوبى مى شود. اين پوشش‌ها حاوى کانى‌هايى از کربنات‌هاى کلسيم، منيزيم، سيليسيم و گاهى فسفات‌ها، سولفيدها و اکسيدهاى آهن هستند. برخى از سنگ‌هاى رسوبى حاصل از آن‌ها در معمارى ارزش بسيار دارند.

فعاليت‌هاى آتش‌فشان‌هاى دريايى و قاره‌اى باعث پرتاپ شدن ذره‌هاى گوناگونى به صورت خاکستر، غبار، تکه‌هاى کوچک و بزرگ و ماده‌ى مذاب به پيرامون آتش‌فشان مى‌شود. اين ذره‌ها روى‌هم انباشته مى‌شوند و در پى فرايند فرسايش فيزيکى و شيميايى به جاهاى رسوب‌گذارى برده مى‌شوند اين گونه رسوب‌ها را که خاستگاه آتش‌فشانى دارند، رسوب‌هاى آذرآوارى گويند. از برخورد شهاب‌سنگ‌ها و گذر دنباله‌دارها از نزديکى زمين نيز اندکى مواد رسوبى با خاستگاه فرازمينى به محيط‌هاى رسوبى وارد مى‌شود. حجم اين رسوب در زمانى که جو زمين رقيق بوده، قابل توجه بوده است.

رسوب‌ها در شرايط معينى در درياها و خشکى‌ها ته‌نشين مى‌شوند. اين شرايط در جاهاى گوناگونى فراهم مى‌شوند که از آن‌ها با نام محيط رسوبى ياد مى‌کنند. اين محيط‌ها عبارتند از:

1. مخروط افکنه. در دامنه‌ى کوه‌ها و جاى برخورد کوه با دشت به وجود مى‌آيد. مواد سازنده‌ى آن قلوه‌سنگ، ريگ و گاهى ذره‌هاى رس است. ذره‌هاى رسوبى آن جورشودگى و گردشدگى ضعيفى دارند. لايه‌هاى سازنده‌ى آن نيز متقاطع و نامنظم روى هم قرار گرفته‌اند.

2. دشت سيلابي. در زمين‌هاى به نسبت هموار پيرامون رودها به وجود مى‌آيد. در زمان سيل و طغيان، رودخانه تا آن جا گسترش مى‌يابد. ماسه‌هايى با جورشدگى به نسبت خوب همراه با توده‌هايى از گل و لاى و رس در آن ديده مى‌شوند. فسيل‌هاى نرم‌تنان آب شيرين و شاخ و برگ درختان نيز درون آن‌ها يافت مى‌شود. گاهى داراى لايه‌هاى متقاطع هستند.

3. دلتا. در جاى برخورد رود با دريا يا درياچه به وجود مى‌آيد. ماسه‌هايى با جورشدگى وگردشدگى خوب، با لايه‌هاى موازى و در بيش‌تر جاها متقاطع، در آن‌ها ديده مى ‌شود. فسيل نرم‌تنان آب شور و شاخ و برگ گياهان نيز درون آن‌ها ديده مى‌شود.

4.تلماسه‌ى ساحلي. در کناره‌ى درياهايى که رطوبت کمى دارند به وجود مى ‌آيد. ذره‌هايى با جورشدگى و گردشدگى خوب و لايه‌هاى متقاطع، در آن‌ها ديده مى‌شود.

5. محيط کولابي. رسوب‌گذارى در درياچه‌هايى که در اقليم خشک بيابانى به وجود آمده‌اند، بيش‌تر از رسوب‌گذارى شيميايى است. نمک‌هاى گوناگونى مانند ژيپس، انيدريت، نمک خوراکى، همراه با رسوب‌هاى سيلتى تيره رنگ که گاهى از مواد آلى سرشار است، در آن‌ها ته‌نشين مى‌شود.

6. محيط ساحلي. جايى است که هنگام جزر از آب بيرون مى‌ماند و هنگام مد زير آب مى‌رود. رسوب‌هاى آن درشت و ريز هستند و از قطعه‌سنگ‌هاى بزرگ تا گل نرم در ميان آن‌ها ديده مى‌شود. برجاى ‌مانده‌هاى صدف نرم‌تنان و اسکلت آهکى مرجان‌ها نيز درون آن‌ها يافت مى‌شود.

7. فلات قاره. جايى است که از سطح آب به هنگام جزر آغاز مى‌شود و تا ژرفاى 200 متر ادامه مى‌يابد. رسوب‌هاى اين محيط از نظر ويژگى و پراکنش گوناگونى زيادى دارند، زيرا شدت موج‌ها و جريان‌هاى دريايى و ورودى رودها در اين جا متفاوت است. در اين‌جا ماسه فراوان است. در دهانه‌ى رود لاى و رس نيز فراوان است. رسوب‌هاى آهکى نيز به فراوانى ديده مى‌شود. هم‌چنين صخره‌هاى مرجانى در آن‌جا به وجود مى‌آيد.

8. محيط عميق. از ژرفاى 200 متر به پايين دريا گفته مى‌شود. داراى دو نوع رسوب اصلى است: رسوب‌هاى بسيار دانه‌ريزى که از قاره‌ها آمده‌اند، اما به دليل سبکى در جاهاى کم‌عمق رسوب نکرده‌اند. اين مواد را گل‌هاى دريايى مى‌گويند که رنگ‌ آن‌ها ممکن است سبز، آبى ، قرمز يا زرد باشد. نوع ديگر رسوب‌هاى اين محيط از دسته‌ى رسوب‌هاى آلى و بيش‌تر از برجاى‌ مانده‌هاى اسکلت جانداران ريز دريايى، يعنى پلانکتون‌ها، است که پوشش آهکى يا سيليسى دارند.

دياژنز: سنگ‌زايى

پس از انباشته شدن رسوب‌ها در محيط‌هاى رسوبى ممکن‌ است فرايندهاى فيزيکى و شيميايى گوناگونى در آن‌ها رخ دهد که به سنگ‌شدن آن‌ها بينجامد. به مجموعه‌ى فرايندهاى فيزکى و شيميايى که پس از رسوب‌گذارى و طى روند سنگ‌شدن رخ مى‌دهد، دياژنز يا سنگ‌زايى مى‌گويند. عامل‌ها و فرايندهاى زير در روند سنگ‌زايى دخالت دارند:

1.گرما. هر چه از سطح زمين به پايين برويم، گرما افزايش مى ‌يابد. افزايش گرما بر سرعت واکنش‌هاى شيميايى مى ‌افزايد و بيرون رفتن آب و خشک شدن رسوب‌ها را ممکن مى‌سازد.

2. فشار. وزن رسوب‌هاى بالايى فشارى پديد مى‌آورد که مهم‌ترين عمل فيزيکى در سخت‌شدن رسوب‌هاست. فشار روى رسوب‌هاى لاى و رس بيش‌تر اثر مى‌گذارد. فشار در بيرون رفتن آب و خشک‌شدن رسوب‌ها نيز اثر دارد.

3. از دست دادن آب. گرما و فشار برآمده از وزن لايه‌هاى بالايى باعث خشک شدن رسوب مى شود، اما از دست دادن آب در دماى معمولى روى سطح زمين نيز رخ مى‌دهد.

4. سيمانى شدن. آب‌هاى زيرزمينى هنگام جابه‌جا شدن از بين سوراخ‌ها و شکاف‌هاى ميان رسوب‌ها، مواد محلول در خود را به صورت سيمان بين ذره‌هاى رسوبى جا مى‌گذارند که باعث به هم ‌پيوستن آن‌ها مى‌شود. گاهى سيمان از خود رسوب‌ها فراهم مى‌شود.

5. بلورى شدن دوباره. در اين فرايند يک کانى به حالت پايدارترى درمى‌آيد. براى نمونه، صدف جانداران دريايى به صورت آراگونيت است، اما پس از مرگ جاندار به صورت کلسيت در مى‌آيد که پايدارتر است. در اين فرايند تغييرى در ترکيب شيميايى کانى رخ نمى‌دهد، اما بلورى‌شدن دوباره باعث پر شدن سوراخ‌ها و شکاف‌هاى خالى مى‌شود.

6. واکنش‌هاى زيست‌شيمايي. در ژرفاى 75 مترى، هر گرم لجن کف دريا نزديک 63 ميليون باکترى در خود دارد. اين باکترى‌ها در پديد آمدن نفت، زغال‌سنگ و کانى‌هايى چون دولوميت پيريت نقش دارند. براى نمونه، باکترى‌هاى ناهوازى اکسيژن مورد نياز خود را از ترکيب‌هاى سخت نشده‌اى مانند 4
FeSO به دست مى‌آورند و مواد سختى مانند FeS را برجاى مى‌گذارند.

7. زمان. به تنهايى در سنگ‌شدن رسوب‌ها نقش ندارد، اما نقش عامل‌هاى ديگر طى زمان پر رنگ مى‌شود. براى نمونه، رسوب‌هاى نرم گل‌ سفيد اگر چند لحظه در فشار 6000 اتمسفر بمانند، تغيير چندانى پيدا نمى‌کنند، اما اگر براى 17 سال در همين فشار بمانند، سنگ آهک سختى مى‌شوند.

بافت سنگ‌هاى رسوبى

از بافت سنگ‌هاى رسوبى مى‌توان چيزهايى درباره‌ى سرگذشت سنگ رسوبى، از جمله راهى که طى کرده است و چگونگى محيط رسوب‌گذارى، برداشت کرد. سه نوع بافت اصلى را در سنگ‌هاى رسوبى مى ‌توان شناسايى کرد: بافت آوارى و دو بافت ناآوارى که بلورين و اسکلتى ناميده مى‌شوند.

1. بافت آواري. از ذره‌هاى ريز و درشت درست شده است. در اين بافت علاوه بر اندازه‌ى ذره‌ها، ميزان يک اندازه بودن ذره‌ها، که به آن جورشدگى مى‌گويند، نيز مورد توجه است. از ميزان جورشدگى مى‌توان اطلاعاتى پيرامون فرايند رسوب‌گذارى و محيط رسوب‌گذارى به دست آورد. براى نمونه، رسوب‌هاى بادى داراى جورشدگى خوب و رسوب‌هاى يخچالى داراى جورشدگى اندک هستند. ميزان گردشدگى ذره‌ها نيز مهم است که به سختى و جنس ذره‌ها، ميزان برخوردهاييکه ذره‌ها با هم داشته‌اند، درازى راهى که طى شده و انرژى جابه‌جا کننده، بستگى دارد.

2. بافت بلورين. اين بافت را در سنگ‌هاى رسوبى شيميايى مى‌توان ديد. طى فرايند سنگ‌زايى، مواد محلول در آب به طور مستقيم بلورى مى‌شوند يا در پى بلورى‌شدن دوباره، شبکه‌ى به هم‌پيوسته‌اى از بلورهاى از پيش موجود، پديد مى‌آيد. بلورها ممکن است با چشم ديده شوند(درشت‌بلور) يا براى ديدن آن‌ها به ميکروسکوپ نياز باشد(ريز‌بلور). اگر بلورهاى سنگ از دو اندازه‌ى متفاوت باشند، اصطلاح پورفيروبلاستيک را براى آن بافت به کار مى‌برند.

3. بافت اسکلتي. اين بافت از گردهم‌آمدن بخش‌هاى سخت بدن بى‌مهرگان دريايى و پوشش‌هاى سيليسى يا آهکى پلانکتون‌ها به وجود مى‌آيد. صدف‌ها و پوشش‌هاى سخت پس از مرگ جانداران روى هم انباشته مى‌شوند و گاهى سيمانى آن‌ها را به هم پيوند مى‌دهد. بافت سنگ به دست آمده شبيه بافت آوارى است، اما ذره‌هاى سازنده‌ى آن بخش‌هاى سخت جاندارن است.

خانواده‌هاى سنگ‌هاى رسوبى

سنگ‌هاى رسوبى را در دو گروه سنگ‌هاى آوارى(ناشى از فرسايش فيزيکى) و ناآوارى(ناشى از فرسايش شيميايى و زيست‌شيميايى) جاى مى‌دهند. سنگ‌هاى آوارى را بر پايه‌ى اندازه‌ى ذره‌ها در چهار خانواده‌ى بزرگ‌تر از ماسه، به اندازه‌ى ماسه، به اندازه‌ى لاى و کوچک‌تر از لاى طبقه‌بندى مى‌کنند.

1. بزرگ‌تر از ماسه: ذره‌هاى آن از 2 ميلى‌متر بزرگ‌تر است.

الف) کنگلومرا، که ذره‌هاى آن کم و بيش گرد شده است و در ميان سيمانى از سيليس، آهک يا رس جاى گرفته‌اند.

ب) برش که ذره‌هاى آن گوشه‌دار است و جورشدگى خوبى ندارند و در پى فعاليت‌هاى ورقه‌هاى قاره‌اى، فعاليت‌هاى آتش‌فشانى يا رسوب‌گذارى در يخچال‌ها پديد مى‌آيند.

2. به اندازه‌ى ماسه: ذره‌هاى آن بين 06/0 تا 2 ميلى‌متر است.

الف) ماسه‌سنگ‌هاى کوارتزى، که بيش از 90 درصد ذره‌هاى آن از کوارتز است.

ب) آرکوز، که 25 درصد ذره‌هاى آن از فلدسپات‌ها و بيش از 50 درصد آن از کوارتز است.

ج) گريواک، که بخش زيادى از آن از کوارتز و فلدسپات‌هاست، اما کانى‌هاى تيره‌اى مانند ميکا، هورنبلند و پيروکسن نيز در آن ديده مى‌شود.

3. به اندازه‌ى لاي: ذره‌هاى آن بين 06/0 تا 002/0 ميلى‌متر است.

الف) لاى ‌سنگ، از ذره‌هاى کوارتز درست مى‌شودکه سيمانى از جنس سيليس، آهک يا حتى رس آن‌ها را به هم پيوند مى‌دهد. به اين سنگ‌ها سنگ سيلتى يا فورش‌سنگ نيز مى‌گويند و اگر نيمى از ذره‌هاى آن‌ها از رس باشد، به آن‌ها گل‌سنگ نيز گفته مى‌شود.

ب) لس، در پى سخت شدن رسوب‌هاى بادى به وجود مى‌آيد. لس‌ها به طور معمول زردرنگ هستند و ذره‌هاى آن‌ها بيش‌تر از کوارتز، فلدسپات، کلسيت، ميکا، کانى‌ها آهن‌دار و کانى‌هاى رسى است.

4. کوچک‌تر از لاي: ذره‌هاى آن از 002/0 ميلى‌متر کوچک‌تر است.

الف) سنگ‌هاى رسى، بيش از نيمى از ذره‌هاى آن‌ها از ذره‌هايى به اندازه‌ى لاى کوچک‌تر است. کانى‌هاى رسى (سيليکات‌هاى آبدار)، کوارتز، فلدسپات و ميکا به فراوانى در آن‌ها ديده مى‌شود.

ب) مارن، گونه‌اى سنگ رسى است که ميزان کربنات کلسيم آن بين 25 تا 50 درصد است. اغلب مارن‌ها به رنگ خاکسترى ديده مى‌شوند، در خود فسيل دارند و با اسيدکلريدريک مى‌جوشند.

ج) شيل، به گروهى از سنگ‌هاى رسى يا حتى لاى‌سنگ‌ها گفته مى‌شود که در پى فشارهاى کوه‌زايى، کم و بيش حالت ورقه‌اى از خود نشان مى‌دهند. شيل‌ها در خود فسيل دارند و از برخى از آن‌ها، که شيل نفتى ناميده مى‌شوند، پس از تقطير نفت به دست مى‌آيد.

سنگ‌هاى ناآوارى را نيز در چهار خانواده‌ى سنگ‌هاى آهکى، سنگ‌هاى سيليسى، سنگ‌هاى اشباعى و زغال‌سنگ‌ها جاى مى‌دهند.

1. سنگ‌هاى آهکي: بيش از نيمى از ترکيب آن‌ها را کربنات کلسيم مى‌سازد.

الف) سنگ‌ آهک معمولى، بيش از 90 درصد آن از کربنات کلسيم است. به رنگ شيرى تا کرم ديده مى‌شود. هنگام شکستن داراى لبه‌هاى تيز مى‌شود.

ب) چاک(گل سفيد)، سنگ آهک نرم و سفيدى است که بيش‌تر از اسکلت جانداران ميکروسکوپى درست شده است.

ج) کوکينا، به طور کامل از صدف جاندران دريايى درست شده است.

د) تراورتن، سنگ آهک به نسبت خالصى است که در خشکى‌ها ديده مى‌شود و از رسوب‌گذارى آب چشمه‌هاى حاوى کربنات کلسيم درست مى‌شود.

ه) دولوميت، سنگ آهکى است که اندکى منيزيم دارد. در مقايسه با سنگ آهک معمولى تيره‌تر است و اسيدکلريدريک رقيق بر آن بى ‌اثر است.

2. سنگ‌هاى سيليسي: بيش از نيمى از ترکيب آن‌ها را سيليس شيميايى يا زيستى مى‌سازد.

الف) چرت، نوعى سنگ سيليسى با دانه‌هاى ريز که فلينت(سنگ آتش‌زنه)، ژاسب(چت قرمز) و سنگ محک(چرت سياه) از نمونه‌هاى شاخص آن است.

ب) دياتوميت، بيش از نيمى از ترکيب آن را پوسته‌ى جانداران تک‌سلولى به نام دياتومه مى‌سازند.

ج) تريپولى، يا سنگ سمباده که بيش‌تر از کلسدونى درست شده و از هوازدگى ديگر سنگ‌هاى سيليسى به وجود مى‌آيد.

3. سنگ‌هاى اشباعي: از ته‌نشينى يون‌ها در محيط‌هاى رسوبى پديد مى‌آيند.

الف) سنگ نمک، از کانى هاليت درست شده و اگر ناخالصى‌هايى از اکسيدهاى آهن يا رس داشته باشد، به رنگ زرد تا قرمز در مى‌آيد.

ب) سنگ گچ، از سولفات کلسيم درست شده و به دو صورت بى‌آب(انيدريت) و آب‌دار(ژيپس) يافت مى ‌شود.

4. زغال‌سنگ‌ها: از پيکره‌ى گياهان که در لابه‌لاى رسوب‌ها جاى گرفته‌اند، درست مى‌شوند.

الف) تورب، بين 45 تا 60 درصد کربن دارد و آن را زغال‌سنگ نارس مى‌دانند.

ب) ليگنيت، بين 60 تا 70 درصد کربن دارد و به رنگ قهوه‌اى تيره است.

ج) زغال‌سنگ معمولى، بين 70 تا 90 درصد کربن دارد و به رنگ سياه براق است.

د) آنتراسيت، بين 90 تا 95 درصد کربن دارد. براق و سياه‌رنگ است، اما دست را سياه نمى‌کند.

ه) گرافيت، کربن 100 درصد خالص است که به صورت ورقه‌هاى نازک روى هم جاى گرفته‌اند.

سنگ‌هاى دگرگونى

برخى سنگ‌ها در پى فشار و گرماى زياد، بى‌آن‌که ذوب شوند، دگرگونى‌هاى فيزيکى و شيميايى پيدا مى‌کنند و سنگ‌هاى ديگرى به نام سنگ‌هاى دگرگونى را پديد مى‌آورند. سنگ دگرگونى ممکن است نسبت به سنگ مادر، شکل، اندازه، نوع کانى‌ها و در نتيجه بافت و ترکيب شيميايى بسيار تازه‌اى داشته باشد. هر چه گرما و فشارى که به سنگ‌ها وارد مى شود، کم‌تر باشد، دگرگونى آن‌ها کم‌تر است که از آن به دگرگونى ضعيف ياد مى‌شود. به وجود آمدن گرافيت و برخى زغال‌سنگ‌ها از اين گونه است. اما هر چه گرما و فشارى که به سنگ وارد مى ‌شود، بيش‌تر باشد، دگرگونى‌ها نيز بيش‌تر خواهد بود که از آن به دگرگونى شديد ياد مى‌شود. به وجود آمدن الماس نمونه‌ى از دگرگونى بسيار شديد است.

علاوه بر فشار و گرما، برخى سيال‌ها نيز در فرايند دگرگونى دخالت دارند. بررسى‌ها نشان داده است که همه‌ى سنگ‌ها به طور ميانگين 5/3 درصد دى ‌اکسيدکربن و 5/5 درصد آب دارند. طى دگرگونى، آب و دى‌اکسيد کربن سيال فعالى را به وجود مى‌آورند که البته نقش آب پر رنگ‌تر است. بررسى‌ها نشان داه است که فشار و گرماى زياد در بسيارى از سنگ‌ها هيچ گونه دگرگونى به وجود نمى‌آورند، اما اگر به سنگى که در فشار و گرماى زياد است، اندکى آب افزوده شود، برخى کانى‌ها با تندى بيش‌تر رشد مى‌کنند و حتى کانى‌هاى جديدى در سنگ به وجود مى‌آيد. چرا که آب به جدا شدن برخى يون‌ها از کانى‌ها و جابه‌جا شدن آن‌ها در سنگ کمک مى‌کند.

سنگ‌هاى دگرگونى به روش‌هاى زير پديد مى‌آيند:

1. دگرگونى مجاورتي. گاهى سنگ مادر در کنار توده‌ى آذرين قرار مى‌گيرد. در اين صورت، در جاى برخورد آن با توده‌ى داغ، بلورى‌شدن دوباره و دگرگونى شديد رخ مى‌دهد. اما با زياد شدن فاصله از توده‌ى آذرين از شدت دگرگونى کاسته مى‌شود.

2. دگرگونى جنبشي. اين نوع دگرگونى در پى فشار جهت‌دار و گرماى فراهم شده از انرژى مکانيکى هنگام شکستن سنگ‌ها رخ مى‌دهد. در جاى گسل‌ها، که شرايط اين دگرگونى را دارند، سنگ دانه ريز و سياه‌رنگى به نام ميلونيت پديد مى‌آيد.

3. دگرگونى دفني. اين نوع دگرگونى در پى انباشته شدن پيوسته‌ى رسوب‌ها در کف محيط‌هاى رسوبى به وجود مى‌آيد. لايه‌هاى زيرين در پى فشار وزن رسوب‌ها فشرده مى شوند و سنگ‌هاى رسوبى را پديد مى‌آورند. اما لايه‌هاى بسيار پايين‌تر، در پى فشار و گرماى زياد رفته‌رفته دگرگون مى‌شوند.

4. دگرگونى گرمابي. در اين دگرگونى آب بسيار داغ نقش مهمى دارد. اين آب ممکن است از ماگما يا آب‌ها زيرزمينى باشد. در اين دگرگونى گاهى موادى به سنگ مادر افزوده يا از آن برداشت مى شود.

5. دگرگونى برخوردي. در پى برخورد سنگ‌هاى آسمانى بزرگ بر سطح زمين رخ مى‌دهد. اين نوع دگرگونى در زمين کمياب است، اما در سطح ماه و مريخ به فراوانى رخ مى‌دهد.

6. دگرگونى ناحيه‌اي. اين نوع دگرگونى نتيجه‌ى همه‌ى عامل‌هايى است که در دگرگونى سنگ‌ها از آن‌ها نام برديم. بيش‌تر سنگ‌هاى دگرگونى نيز به همين روش به وجود مى‌آيند. اين نوع دگرگونى اغلب در فرورانش ورقه‌هاى سنگ‌کره رخ مى‌دهد. در ايران در راستاى رشته کوه زاگرس از سنندج تا حاجى‌آباد(شمال بندر عباس)اين نوع دگرگونى ديده مى ‌شود و بخش زيادى از سنگ‌هاى دگرگونى که در کارهاى ساختمانى کاربرد دارند، از معدن‌هاى همين ناحيه به دست مى‌آيد.

بافت سنگ‌هاى دگرگونى

سنگ‌هاى دگرگونى به دليل فشار همه‌سويه‌اى که به آن‌ها وارد مى‌شود، بسيار متراکم هستند و حجم فضاهاى خالى در آن‌ها بسيار پايين است. دگرگونى جنبشى بيش از همه باعث بر هم ‌خوردن بافت اوليه‌ى سنگ مى‌شود. طى دگرگونى کانى‌هاى دانه‌ريز با هم يکى مى‌شوند و کانى‌هاى دانه‌درشت‌ترى به وجود مى‌آورند. گاهى نيز، به‌ويژه در دگرگونى جنبشى، دانه‌ها شکسته مى‌شوند و دانه‌هاى ريزترى به وجود مى‌آيد. با بلورى شدن دوباره و رشد دانه‌ها، ديواره‌ى بين دو کانى کنارهم، حالت دندانه‌اى و مضرس به خود مى‌گيرد. اين بافت را مضرسى يا درهم و گاهى دانه‌قندى مى‌گويند. فشار جهت‌دار عمودى نيز باعث جهت‌يافتگى کانى ‌ها به صورتى مى‌شود که سنگ نماى لايه‌اى يا نوارى پيدا مى‌کند که از آن به فولياسيون ياد مى‌شود.

خانواده‌هاى سنگ‌هاى دگرگونى

سنگ‌هاى دگرگونى را بر پايه‌ى جهت‌يافتگى در دو گروه داراى جهت‌يافتگى و بدون جهت‌يافتگى جاى مى‌دهند.

1. سنگ‌هايى که کانى‌ها آن‌ها جهت‌يافتگى دارند: اين سنگ‌ها مانند سنگ‌هاى رسوبى نماى لايه‌اى دارند.

الف) اسليت، در پى دگرگون شدن ضعيف شيل‌ها پديد مى‌آيد. کانى‌هاى رسى،کوارتز، مسکوويت و کلريت از کانى‌هاى اصلى آن هستند.

ب) فيليت، در پى دگرگون شدن ضعيف شيل‌هايى پديد مى‌آيد که کانى‌ها ورقه‌اى بزرگ‌ترى دارند. اين سنگ با داشتن سطح براق از اسليت بازشناخته مى‌شود.

ج) شيست، از دگرگون شدن شديد شيل‌ها پديد مى‌آيد. بيش از نيمى از کانى‌هاى آن را کانى‌هاى ورقه‌اى مانند مسکوويت و بيوتيت تشکيل مى‌دهند. دوگونه از شيست‌ها، تالک‌شيست و کلريت‌شيست، از دگرگونى سنگ‌هاى بازالتى پديد مى‌آيند.

د) گنايس، فراوان‌ترين سنگ دگرگونى است. سنگ مادر آن ممکن است گرانيت، ريوليت، سنگ‌هايى با دگرگونى ضعيف و سنگ‌هاى رسوبى، مانند آرکوز، باشد. کانى‌هاى اصلى گنايس‌ها از کوارتز، فلدسپات سديم‌دار و فلدسپات پتاسيم‌دار است. بيش‌تر آن‌ها نوارهاى يک‌درميانى از رنگ سفيد يا صورتى و لايه‌هاى تيره دارند. گنايسى که بيش‌تر از کانى‌ها تيره درست شده باشد، آمفيبوليت نام دارد.

2. سنگ‌هايى که کانى‌هاى آن‌ها جهت‌يافتگى ندارند: اين سنگ‌ها مانند سنگ‌هاى آذرين نماى توده‌اى دارند.

الف) مرمر، از دگرگونى سنگ‌هاى آهکى و دولوميت پديد مى‌آيد. اگر خالص باشد به رنگ سفيد برفى و اگر داراى کانى‌هايى مانند ميکا، گرونا، ولاستونيت و کلريت باشد، به رنگ‌هاى سبز، صورتى، خاکسترى و حتى سياه ديده مى‌شود.

ب) کوارتزيت، در پى دگرگونى نه چندان شديد ماسه‌سنگ کوارتزى پديد مى‌آيد. کوارتزيت خالص سفيدرنگ است اما اکسيدهاى آهن آن را صورتى يا قرمز مى‌کنند.

ج) هورنفلس، از دگرگونى مجاورتى سنگ‌هاى رسى پديد مى‌آيد. بافت مضرس و رنگ تيره‌اى دارد.

چرخه‌ى سنگ

طى زمان دراز و در پى واکنش‌هاى شيميايى، فيزيکى و زيستى، هر سه گروه سنگ‌ها مى‌توانند به هم تبديل شوند. سنگ‌هاى آذرين از سرد شدن ماده‌ى مذاب به وجود مى‌آيند. اگر فرياند سرد شدن ماده‌ى مذاب زير پوسته‌ى زمين رخ دهد، سنگ‌هاى آذريت درونى پديد مى‌آيند. سنگ‌ها آذرين بيرونى از سرد شدن گدازه نزديک يا روى سطح زمين به وجود مى‌آيند. زمين شناسان بر اين باورند که سنگ‌هاى آغازين زمين همه از نوع آذرين بوده‌اند، چرا که زمين در آغاز توده‌اى از ماده‌ى مذاب بوده است.

سنگ‌هاى آذرين در برخورد با هوا و آب دچار هوازدگى و فرسايش مى‌شوند و به صورت ذره‌هاى کوچک‌ترى مى‌شکنند و خرد مى‌شوند. آن ذره‌ها در پى نيروى گرانش، آب‌هاى جارى، يخچال‌ها، موج‌ دريا و باد جابه‌جا مى‌شوند و به محيط‌هاى رسوب‌گذارى، به‌ويژه درياها و درياچه‌ها، مى‌روند. طى اين جابه‌جايى نيز بيش از پيش خرد مى‌شوند. رسوب‌ها در محيط‌هاى رسوب‌گذارى به صورت لايه‌هاى موازى و افقى روى هم انباشته مى‌شوند و طى فرايند سنگ‌زايى، سخت مى‌شوند و سنگ‌هاى رسوبى را پديد مى‌آورند.

اگر سنگ‌هاى رسوبى در ژرفاى زيادى جاى گرفته باشند، در پى فشار وزن لايه‌هاى بالايى يا فشار فراهم شده از جابه‌جايى ورقه‌هاى زمين و گرماى درون زمين، آرام‌آرام دگرگون مى‌شوند و سنگ‌هاى دگرگونى را مى‌سازند. سنگ‌هاى دگرگونى نيز اگر گرماى بيش‌ترى ببينند، ذوب مى‌شوند و ماگما مى‌سازند. از سرد شدن ماگما نيز بار ديگر سنگ آذرين پديد مى‌آيد.

اين چرخه‌ى سنگ، که از آغاز پديد آمدن زمين همواره ادامه داشته است، بيش از 200 سال پيش از سوى جيمز هاتن پيشنهاد شد. او با گردآورى يافته‌هاى زمين‌شناسان پيش از خود به اين نتيجه دست يافت. اين چرخه با افزايش آگاهى دانشمندان از فرايند زمين‌ساخت ورقه‌اى بيش از پيش روشن‌تر شد. اين چرخه ميان‌برهايى نيز دارد. براى نمونه گاهى سنگ آذرين بى آن که هوازده شود و سنگ رسوبى پديد آورد، در پى گرما و فشار به سنگ دگرگونى تبديل مى‌شود. جاى برخورد ورقه‌هاى قاره‌اى نمونه‌اى از جاهايى است که اين فرايند در آن رخ مى‌ دهد

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 11:0 بعد از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

سنگ روان در خدمت معماری نوین

بتن که میزان تولید آن بالغ بر 8/3 بیلیون مترمکعب در سال تخمین زده می شود، به علت دارا بودن خواص و ویژگی های ممتاز و نیز در دسترس بودن مصالح آن، پس از آب، پرمصرف ترین ماده روی زمین به شمار می رود. بتن در همه جا موجود است و در یکصد سال اخیر، استفاده از آن در ساخت بناهای مسکونی و اداری، پیاده روها، راه ها و جاده ها و نیز انواع مختلف ساختمان های فنی عملکردی از قبیل کارخانه ها، پارکینگ ها، متروها، فرودگاه ها، پل ها، سدها، سیلوها، سازه های دریایی، رآکتورهای اتمی و سازه های مقاوم در برابر انفجارات و زلزله، مقبولیتی همگانی پیدا کرده است.
چنانچه از عنوان این نوشتار برمی آید، بتن یک ماده متناقض است. بتن با اینکه تداعی کننده مفهوم سختی است، لیکن در ابتدای فرآیند اختلاط مواد تشکیل دهنده اش، نرم و روان است؛ اگرچه بتن، بر اساس تعریفی که از آن سراغ داریم، یک ماده پیوندی و چندرگه است که از اختلاط سیمان، آب، ماسه و مصالح دانه ای معدنی از قبیل شن یا سنگریزه به دست می آید، اما معمولا به عنوان یک ماده یکپارچه و دارای شخصیت مستقل در نظر گرفته می شود. بتن شکل ذاتی و طبیعی بخصوصی ندارد و از این رو باید با استفاده از قالب بندی به شکل معینی درآورده شود؛ یعنی شکل و بافت نهایی بتن را قالبی که بتن به درون آن ریخته می شود، تعیین می کند.
بتن می تواند هر رنگ، بافت و طرحی را به خود بگیرد، از این رو شاید بتوان آن را به یک آفتاب پرست تشبیه کرد. رنگ بتن اغلب خاکستری ست، اما از طریق انتخاب سیمان و مصالح دانه ای مناسب یا با استفاده از رنگدانه های شیمیایی می توان به آسانی آن را در رنگ های سفید، قهوه ای یا حتی قرمز روشن تولید کرد. بتن بسته به قالب مورد استفاده در تولید آن، می تواند صاف و ساده یا دارای طرح های دقیق و پیچیده باشد؛ بتن می تواند همچون شیشه صاف باشد یا همچون صخره زمخت و ناصاف. بتن ممکن است بدون پرداخت رها شده یا همچون یک تندیس به دقت روی آن کار شود. در واقع، بتن، با توجه به ویژگی های خاص سطح آن، یک فرآورده واحد نیست، بلکه طیف گسترده ای از مصالح را دربرمی گیرد که از نظر بافت، رنگ و بیان معمارانه از قابلیت های بی شماری برخوردار است.
ترکیب مقاومت فشاری سنگ و مقاومت کششی فولاد در بتن مسلح، سازه های بتنی را قادر به تحمل وزن بسیار زیاد و پوشش دهانه های بزرگ می سازد. از آنجایی که عناصر تشکیل دهنده سازه بتن مسلح می توانند بصورت یک شبکه پیوسته و یکپارچه، به هم بافته شوند، استفاده از بتن مسلح در طراحی سازه، آن را از قابلیت انعطاف پذیری بی نظیری برخوردار می کند. معماران و مهندسان از این ویژگی برای خلق عناصر ساختمانی مختلف، از صفحات بتنی یکپارچه گرفته تا قاب های سازه ای سه بعدی و کنسول های عظیم و مهیب، بهره می گیرند.
بررسی تاریخی کاربرد بتن در معماری نشان می دهد که بتن توسط معماران رومی و صدر مسیحیت مورد استفاده قرار می گرفت، اما در قرون وسطی و رنسانس اغلب بی استفاده ماند، تا آنکه در نیمه دوم قرن نوزدهم بار دیگر، عمدتا برای مصارف معمولی، مورد توجه قرار گرفت، بویژه در مواردی که ساخت ارزان، قابلیت ایجاد دهانه های عریض و نسوز بودن، ضرورت به کارگیری آن را ایجاب می کرد. مسلح کردن بتن نیز که برای این کار میلگردهای فولادی را به منظور استحکام بیشتر در میان بتن قرار می دادند، به دهه 1870 باز می گردد. معماران قرن نوزدهم بعضا به قابلیت های بتن مسلح خیلی اطمینان نداشتند و نسبت به آن بدگمان بودند. بتن در آن زمان یک ماده خیلی جدید به شمار می رفت و ویژگی های آن برای معماران بخوبی قابل درک نبود، زیرا فاقد یک فرم ذاتی و پایدار بود. جالب آنکه این دقیقا همان خصوصیتی است که بتن را برای بسیاری از معماران امروز به وسیله ای امیدوارکننده جهت تحقق ایده هایشان تبدیل می کند.
پدیده بتن در چند سال آخر قرن نوزدهم که معماران سعی کردند سبکی مبتنی بر این مصالح بیابند، آشکارتر شد. در حالی که یکی از طراحان احتمالا چنین استدلال می کرد که ویژگی انعطاف پذیری بتن آن را به ماده ای مناسب برای بیان گرایی هنری در معماری تبدیل می کند، دیگری ممکن بود بر نقش روش قاب و قاب بندی تکیه کند و مدعی ارزش گذاری بر نمونه های پیشین گوتیک یا حتی شیوه های معماری فولاد و شیشه شود. نظریات مشابه مختلفی نیز با توجه به جنبه بیرونی بتن ابراز می شد، بدین معنا که یک معمار، بتن را ماده ای معمولی و پیش پاافتاده و نیازمند پوشانیده شدن با کاشی ها و روکارهای آجری می دانست و دیگری از زیبایی ذاتی آن دم می زد که به همین دلیل باید نمایان می ماند. استفاده گسترده و فراگیر از بتن مسلح در معماری حدودا به نیمه اول قرن بیستم باز می گردد. این ماده جدید به دلیل برخورداری از قابلیت استفاده در بناهای مختلف و نیز فرم پذیری قابل توجهش، در آن زمان در مقیاس وسیع مورد استفاده قرار گرفت و با سرعت شگفت آوری تاثیرات خود را در معماری بر جای گذاشت و بین سالهای 1910 و 1920، تقریبا به علامت مشخصه معماری جدید تبدیل شد. شاید از بسیاری جهات بتوان گفت خردگرایی و بتن مسلح دو عنصری بودند که سرانجام در دوره افتخارآمیز معماری مدرن در دهه 1920 در یکدیگر ادغام شدند؛ معماران خردگرای این دهه که بتن را به لحاظ برآورده کردن نیازهای اساسی چون ارزانی، یکسان سازی، نورپردازی کافی، تهویه گسترده و فضاهای داخلی انعطاف پذیر و نامحدود، ماده ای مناسب یافته بودند، در سطح وسیع آن را مورد استفاده قرار دادند.
آگوست پره مهندس معمار فرانسوی، نخستین کسی ست که بتن مسلح را به عنوان وسیله ای برای بیان مقاصد معماری شناخت و به کار برد. آپارتمان های مسکونی که او با استفاده از قابلیت های هنری بتن مسلح ساخت، منزلت بتن را در عالم معماری افزایش داد. فرانک لویدرایت نیز یکی از معماران برجسته آمریکایی است که در پروژه هایش از قابلیت های این ماده جدید استفاده فراوانی کرده است. ارزانی بتن و قابلیت ایجاد دهانه های عریض با استفاده از آن، باعث روی آوردن او به این ماده شد. علاوه بر این، او با بتن براحتی می توانست به ایده های فضایی خود جامه عمل بپوشاند. رایت به خاطر تاکید هنری و حرفه ای اش بر ماهیت مصالح، سطح بتن را در اغلب کارهایش عاری از پوشش باقی می گذاشت. پتانسیل تقریبا نامحدود بتن جهت خلق فرم ها و سطوح انتزاعی، برخورداری از قابلیت تطابق با شرایط و کارکردهای مختلف و نیز داشتن استحکام بالا، بتن را در حال حاضر به یکی از مصالح پرطرفدار و مورد توجه در میان بسیاری از معماران و مهندسان تبدیل کرده است. بتن به خاطر داشتن خاصیت انعطاف پذیری بالا، آزادی عمل قابل توجهی در اختیار طراحان و معماران قرار می دهد. بتن، همانند خاک رس در دستان یک تندیس گر، برای معماران امکان خلق ساختمان هایی را فراهم می کند که به طور منحصر به فردی گیرا، جالب توجه و از نظر هندسی متهورانه است. فرم ها و ترکیباتی که ساختن آنها پیش از ابداع بتن مسلح، با استفاده از سایر مصالح متداول دشوار یا غیرممکن بود، با استفاده از بتن مسلح اغلب به آسانی قابل دستیابی هستند. به جرات می توان گفت که بدون استفاده از بتن، اجرای برخی از زیباترین و نوآورانه ترین آثار معماری معاصر جهان هرگز قابل تصور و تحقق نبود.
امروزه بتن با گذشت سالها از پیدایش و کاربرد آن به صورت کنونی، دستخوش تحولات و پیشرفت های شگرفی شده است. از زمان شروع استفاده گسترده از بتن مسلح در ساخت وسازها (در بیش از یک قرن قبل)، برخی انگاره های بنیادی درباره خواص این ماده و محدودیت های آن تاکنون با چالش و تردید جدی مواجه نشده بودند، اما در سالهای اخیر، با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی، تحقیقات متعددی روی خواص بتن صورت گرفته و در حال حاضر طیف متنوعی از فرآورده های آن ابداع و به بازار عرضه شده اند که این قبیل انگاره ها را به چالش کشیده و آزادی بیشتری جهت تجربه و ابداع در اختیار معماران و مهندسان قرار داده اند. بر این اساس است که در سالهای اخیر، معماران مختلف در پروژه هایشان برخی از انگاره های غالب درباره فرم معماری و فناوری بتن را به چالش کشیده و رویکرد های جدیدی را در هر دو زمینه ارائه کرده اند. بسیاری از معماران نیز با کاربرد هوشمندانه بتن، از آن به عنوان ابزاری جهت خلق زیبایی در آثارشان بهره جسته اند. البته با توجه به پیشرفت های سریع و روزافزون صنعت بتن در سالهای اخیر، به نظر می رسد در سالهای آینده شاهد استفاده گسترده تری از قابلیت های بتن در عرصه معماری خواهیم بود

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 10:55 بعد از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

خاکها به دو دسته تقسیم می شوند: 1-خاکهای با واکنش 2-خاک های بی واکنش خاکهای با واکنش خاک هایی هستند که پس از تثبیت با آهک و عمل آوردن به مدت 28 روز در گرمای 20 درجه سانتیگراد بیش از 5/3 کیلوگرم افزایش مقاومت از خود نشان می دهند.خاکهایی که افزایش مقاومتشان پس از اختلاط با آهک و عمل آوردن کمتر از 5/3 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع باشد،خاکهای های بدون واکنش نامیده می شوند.با اضافه کردن آهک خاک می توان میزان تورم خاک را از 7 تا 8 درصد به1/0 درصد کاهش داد.برای تعیین مقاومت برشی خاکها از آزمایش برش سه محوری و برای تعیین چسبندگی خاکها از آزمایش فشار تک محوری استفاده می شود.برای ارزیابی مقاومت خاکهای تثبیت شده با آهک از آزمایش نسبت باربری کالیفرنیا استفاده می شود. ثبیت خاک با سیمان : سیمان یکی از موادی است که از آن برای تثبیت خاکها و مصالح سنگی استفاده می شود.هچنین برای تثبیت رویه های شنی و بهسازی آنها برای آمد و شد های بسیار زیاد به کار می رود.معمولا هر نوع خاک نظیر شن و ماسه و خاکهای ماسه ای و خاکهای لای دار و خاکهای رس با حد روانی کم را می توان با استفاده از سیمان تثبیت کرد ولی خاک آلی، به هیچ وجه مناسب برای تثبیت با سیمان نیست.میزان سیمان لازم برای تثبیت خاک های ریز دانه بستگی به خواص خمیری خاک دارد.هر اندازه خاکی درصد ریزدانه بیشتری داشته باشد و یا خمیری تر باشد درصد سیمان بیشتری برای انجام عمل تثبیت لازم خواهد بود.حدود تقریبی سیمان لازم برای تثبیت خاکهای ریزدانه بین 7 تا 20 درصد وزن خشک خاک می باشد. سیمان یکی از مناسبترین مواد برای اصلاح خاکهای ریز دانه در بستر راههایی است که میزان رطوبت آنها نسبتا زیاد باشد.مقدار سیمان لازم برای تثبیت خاکهای ماسه ای به درجه تخلخل خاک تثبیت شده بستگی دارد.عوامل دیگری که در میزان سیمان مورد نیاز موثرند عبارتند از : درصد شن و درصد مواد ریز دانه. خاکهای شنی تثبیت شده با سیمان برای لایه های اساس و زیر اساس هر نوع راهی قابل استفاده می باشد.میزان سیمان لازم برای تثبیت خاکهای شنی بین 2 تا 6 درصد وزن خاک متغیر است و بستگی به درصد مواد ریزدانه دارد.مقاومت فشاری اینگونه خاکها در حالت تثبیت شده خیلی زیاد و بین 70 تا 140 کیلوگرم بر سانتی متر مربع می باشد. تثبیت خاک با قیر : تثبیت خاک با قیر برای خاکهای درشت دانه و شنی که مقدار ریز دانه آنها خیلی زیاد و خواص خمیری آنها نیز کم است مناسب می باشد.خاکهای ریزدانه با خواص خمیری زیاد برای تثبیت با قیر مناسب نیستند.بطور کلی قیر های مایع مناسب برای تثبیت خاکهای ریز دانه هستند.میزان متوسط قیر برای تثبیت خاکهای ریز دانه حدود 4 تا 8 درصد وزن خاک است.در مورد خاکهای ماسه ای ، ماسه همراه با مقدار کمی ربزدانه به خوبی با قیر تثبیت می شود.مقدار مواد ریزدانه در خاکهای ماسه ای نباید از 25 درصد تجاوز کند. تراکم خاک: عملی است که طی آن حفره های موجود در میان ذرات از بین رفته و از حجم فضای خاک در اثر بارگذاری کاسته می شود.کوبیدن و متراکم کردن خاک توسط انواع غلتک ها صورت می گیرد. 1- غلتک چرخ فولادی : این غلتک سه نوع می باشد: 1-1 غلتک چرخ فولادی 3 چرخ 1-2 غلتک چرخ فولادی تاندوم 1-3 غلتک چرخ فولادی سه چرخ تاندوم :این غلتک برای کوبیدن خاکهای دانه ای شن و ماسه و سنگ شکسته مناسب می باشد.همچنین از این غلتک برای اتو کردن خاکهایی که قبلا با غلتکهای پاچه بزی کوبیده شده اند.توانایی تراکم این نوع غلتک برای متراکم کردن 10 تا 15 سانتی متر خاک در 8 بار حرکت رفت و برگشت می باشد.از این علتک می توان برای متراکم کردن خاک در شیب های تا 12% نیز استفاده کرد. 2- غلتک چرخ لاستیکی: این غلتک در دو نوع یافت می شود: غلتک چرخ لاستیکی سبک وزن ، چرخ های کوچک ، غلتک چرخ لاستیکی سنگین وزن با چرخ های بزرگ این نوع غلتک قابلیت متراکم کردن خاک با عمل ورز دادن می باشد.غلتک های چرخ لاستیکی سبک برای متراکم کردن و کوبیدن خاکهای ماسه ای، رسها، لای های یا مخلوطی از آنها بکار می روند.غلتک چرخ لاستیکی سبک خاک را تا ضخامت 20 سانتی متر و غلتک چرخ لاستیکی سنگین خاک را تا ضخامت 60 سانتی متر متراکم می کند. انواع قیر : قیر یا بصورت طبیعی از معادن قیر استخراج می شود یا از پسمانده تبخیر نفت خام بدست می آید.قیر طبیعی یا در سنگهای قیر یافت می شود و یا از دریاچه های قیر بدست می آید.قیر طبیعی در اثر تبخیر روغن های سبک و نفت خامی که از منابع نت زیرزمینی به طرف بالا نفوذ می کند و در مجاورت هوا و تابش آفتاب قرار می گیرد بوجود می آید. انواع قیر نفتی : 1- قیر خالص : قیر های نفتی خالص از پسمانده پالایش نفت خام در برجهای تقطیر بدست می آید.در حین تقطیر نفت خام روغن های سبک تر در درجه حرارت پایین تر تبخیر شده و با بالا رفتن درجه حرارت روغن های سنگین تر از ان جدا می شوند.آنچه که در این برجها باقی می ماند، قیر خالص می باشد. 2- قیر های دمیده: این نوع قیر ها از دمیدن هوای داغ به قیر خالص در مرحله آخر عمل تصفیه بدست می آید.قیرهای دمیده حساسیت کمتر نسبت به تغییرات درجه حرارت دارند.لذا در حرارت های بالاتر خیلی بهتر است قیر اولیه حلات سخت خود را حفظ می کنند.در راه سازی از قیر های دمیده برای پر کردن ترک های رو سازی و همچنین حفرات و فضاهای خالی زیر دالهای بتنی استفاده می شوند. 3- قیر های محلول : قیر محلول یا قیر مخلوط از حل کردن قیر های خالص در روغنهای نفتی نظیر بنزین،نفت،گاز یا نفت کوره بدست می آید.هر اندازه تعداد روغن های نفتی در قیر محلول بیشتر باشد، روانی آن بیشتر و کند روانی آن کمتر خواهد بود.نوع روغن نفتی مورد استفاده در قیر های محلول در سرعت گرفتن آنها تاثیر دارد.اگر از بنزین برای حل کردن قیر خالص استفاده شود،قیر مایع بدست آمده را قیر تند گیر گویند و اگر از نفت برای حل کردن قیر خالص استفاده شود قیر مایع حاصل را کند گیر گویند.هرگاه از روغن های سنگین تر نظیر نفت گاز یا نفت کوره استفاده شود، در محلول حاصل قیر دیر گیر گفته می شود. آزمایشات قیر : 1- آزمایش درجه نفوذ : این آزمایش برای تعیین سختی نسبی قیر های خالص و قیر های دمیده بکار می رود.طبق تعریف درجه نفوذ یک قیر مقدار طولی بر حسب دهم میلیمتر است که سوزن استانداردی با شکل معین در مدت 5 ثانیه تحت اثر وزنه 10 گرمی در قیر مورد آزمایش که درجه حرارت آن 25 درجه سانتیگرا د است فرو رود.درجه نفوذ کمتر نشاندهنده سخت تر بودن قیر و درجه نفوذ بیشتر نشان دهنده نرم تر بودن قیر است. 2- آزمایش کند روانی : این آزمایش برای تعیین خاصیت روانی قیر ها در درجه حرارت های بالا صورت می گیرد. 3- آزمایش درجه اشتعال : درجه اشتعال قیر ها درجه حرارتی است که وقتی گرمای قیر به آن درجه می رسد با نزدیک کردن شعله ای به سطح آزاد قیر سطح آن آتش می گیرد.انجام این آزمایش از آن جهت مهم است که با تعیین درجه اشتعال یک قیر حداکثر درجه حرارتی را که در آن می توان قیر را بدون خطر آتش سوزی کرد بدست می آید. 4- آزمایش تعیین درجه نرمی قیر : بمنظور مقایسه حساسیت قیر ها نسبت به تغییرات درجه حرارت آزمایش تعیین درجه نرمی انجام می شود. انتخاب نوع قیر برای مصارف روسازی : اگر درجه حرارت متوسط سالیانه منطقه ای زیاد باشد باید از قیر کند روان تری برای ساختن روسازی آسفالت استفاده کرد.هر اندازه تعداد و وزن وسائل نقلیه بیشتر باشد باید از قیر کند روان تری برای ساختن مخلوط های قیری استفاده کرد.هر اندازه تخلخل سطح بیشتر باشد باید از قیر محلول کند روانتری استفاده کرد.بهتر است در مناطق آب و هوای سرد و خشک از قیرهای محلول و در آب و هوای مرطوب با مصالح سنگی مرطوب از امولسیون قیر استفاده کرد. از مخلوط کردن قیر در آب به کمک یک ماده امولسیون ساز، امولسیون قیر بدست می آید. آسفالت : مخلوط های قیری که به نام آسفالت موسومند از اختلاط قیر و مصالح سنگی بوجود می آیند.آسفالت ها انواع مختلفی دارند و از آنها برای ساختن لایه های رویه اساس و زیر اساس و روسازی راهها استفاده می شود.بطور کلی به دو قسمت تقسیم می شوند:آسفالت های سرد و آسفالت های گرم - آسفالت سرد : به مخلوطی از مصالح سنگی و قیر محلول یا قیر خالص اطلاق می شود.که اختلاط مصالح آن در درجه حرارت محیط صورت می گیرد.در بعضی مواقع ممکن است فقط نیاز به گرم کردن قیر باشد ولی مصالح حرارت داده نمی شود.این نوع آسفالت یک لایه نازک رویه آسفالتی است که برای راههای فرعی و راههای اصلی و خیابان ها که میزان تردد در آنها کم است به کار می رود.مصالح سنگی به کار رفته بایستی تمیز، سخت و بادوام بوده و از شن و ماسه شکسته یا سنگهای کوهی تهیه شود.طبق آیین نامه بایستی اندازه دانه های بزرگتر مصالح حداکثر 12 میلیمتر باشد چون در غیر این صورت سطح آسفالت بیشتر از حد زبر شده و در اثر تردد وسایل نقلیه سر و صدای زیادی ایجاد می شود. قیر مناسب برای تهیه آسفالت سرد قیر های خالص با درجه نفوذ زیاد قیر های محلول و امولسیون قیر می باشد.آسفالت های سرد شامل 3 نوع می باشند:آسفالت سرد پیش اندود و آسفالت سرد پرودمیکس - آسفالت گرم : ترکیبی است از مصالح سنگی مرغوب خوب دانه بندی شده با حداقل فضای خالی و قیر خالصی که سطح دانه ها را اندود کرده و آنها را به یکدیگر چسبانده است.آسفالت گرم در کارخانه و در دمای 80 تا 170 درجه سانتیگراد تهیه شده و در همین درجه حرارت در سطح راه پخش و کوبیده می شود.مصالح سنگ بتن آسفالتی شامل مصالح ریز دانه ، درشت دانه و گرد سنگ ( فیلر) می باشند. گرد سنگ یا فیلر به مصالحی اطلاق می شود که از الک نمره 200 عبور کرده و حداکثر قطر آن کوچکتر از 09/0 میلیمتر می باشد.مهمترین نقش فیلر در بتن آسفالتی این است که سبب افزایش عمق روسازی و ازدیاد مقاومت آن در برابر تاثیر های آب بر افزایش قدرت باربری ، کاهش تغییر شکل بتنی، افزایش مقاومت فشاری و برشی لایه می شود. قیر مصرفی در بتن آسفالتی باید از نوع قیر خالص با درجه نفوذ بالا باشد که از تقطیر مستقیم مواد نفتی حاصل می شود.بطور کلی قیر با درجه نفوذ کمتر برای محورهایی با ترافیک سنگین و آب و هوای گرم و خشک و قیر با درجه نفوذ بیشتر برای ترافیک سبک با آب و هوای سرد توصیه می شود. افزایش استقامت بتن آسفالتی با افزایش نسبت درصد قیر مصرفی تا رسیدن استقامت به یک مقدار حداکثر ادامه یافته و پس از آن با افزایش قیر از استقامت بتن آسفالتی بشدت کاسته می شود. اجرای یک لایه بتن آسفالتی یا آسفالت گرم شامل مراحل زیر است: 1- آماده کردن سطح راه : لایه آسفالتی ممکن است بر رویه یک لایه آسفالتی یا بتنی و یا یک لایه غیر آسفالتی مانند قشر های شنی ساخته شود.در این حالت باید بستر کار از هر گونه مواد خارجی مانند گل و لای و گرد و خاک پاک شده و سطح راه عاری از مصالح شل و کنده شده باشد. 2- اندود نفوذی یا پرمیکت : در مواردی که لایه بتن آسفالتی بر روی یک لایه غیر آسفالتی ساخته می شود،باید سطح غیر آسفالتی موجود قبل از اجرای لایه بتن آسفالتی قیر پاشی شود.این قشر نازک قیر به نام اندود نفوذی یا پرمیکت معروف است. 3- میزان قیر مصرفی با توجه به تخلخل قشر اساس بین 8/0 تا 2 کیلوگرم در مترمربع تاخیر می کند.اجرای اندود نفوذی باید در مواقعی انجام شود که هوا بارانی و مه آلود نبوده و سطح راه خشک و دارای رطوبت جزئی باشد. اندود سطحی یا تک کت : لایه نازک از امولسیون قیری یا قیر خالص با درجه نفوذی زیاد یا قیر تند گیر که بین دو لایه رویه یا توپکا و لایه آستر یا بیندر قرار گرفته تا دو لایه آسفالتی به خوبی به یکدیگر بچسبد که به آن اندود سطحی یا تک کت گفته می شود.مقدار این اندود همواره بین 2/0 تا 6/0 کیلوگرم در متر مربع متغیر می باشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 9:40 بعد از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

آشنایی

لایه بندی یا چینه بندی یکی از مهمترین خصوصیات سنگهای رسوبی است. طبقه یا لایه را می توان به صورت جسم ورقه مانندی تعریف کرد که دو بعدش در مقایسه با بعد سوم (ضخامت) زیاد است. ضخامت لایه از چندین متر تغییر می کند. از نظر ابعاد نیز طبقات متفاوت‌اند و ممکن است تا چندین کیلومتر نیز گسترش داشته باشند. هر طبقه از طبقات مجاور خود توسط یک سری خصوصیات مشخص می‌شود. این خصوصیات ممکن است اختلاف در اندازه ذرات (شیل ، ماسه سنگ و کنگلومرا و غیره) باشد و یا اینکه اختلاف در ترکیب (ذغال ، شیل و آهک ، سختی ، رنگ و مشخصاتی نظیر آنها سبب مشخص شدن لایه شود. در بعضی موارد نیز ممکن است دو طبقه با مشخصات مشابه ، بوسیله یک طبقه نازک از یکدیگر جدا شوند.

هرچند که طبقه ممکن است از یک منطقه وسیع به حالت مستوی و مسطح دیده شود ، ولی غالبا در نتیجه تاثیر نیروهای تکتونیکی ، از حالت مستوی خارج شده و در حالت کلی بایستی آنرا بصورت یک سطح در نظر گرفت. وضعیت اولیه طبقات هنگام تشکیل معمولا به حالت شیب‌دار در خواهند آمد. در بعضی موارد ، شرایط اولیه رسوبگذاری طوری است که طبقه تشکیل شده ، از همان ابتدا به حالت غیر افقی است. مثلا هنگامی که رسوبگذاری در دامنه دره‌ها ، قسمت های شیب‌دار کف دریاها ، روی جزایر مرجانی و در محیطهای نظیر آن انجام می شود، طبقات در حالت تشکیل نیز به صورت شیب‌دار خواهند بود.

مشخصات طبقه

در حالت کلی می‌توان طبقه را قسمتی از سنگهای رسوبی دانست که بین دو صفحه موازی محدود است. سطح بالایی به نام سقف یا کمر بالا و سطح پایین لایه خوانده می شود. شیب و امتداد این صفحه به نام شیب و امتداد سطح لایه بندی معروف است. رخنمون لایه محلی است که طبقه در سطح زمین مشاهده می شود و به عبارت دیگر ، فصل مشترک طبقه با سطح زمین را رخنمون آن می گویند.

لایه بندی مجازی


 

 

 


در بسیاری موارد ، به ویژه در مورد سنگهای دگرگونی ، پدیده هایی مشاهده می شود که شبیه لایه بندی است. ولی بایستی آنها را از لایه بندی حقیقی تشخیص داد. کلیواژهای قوی و سیستم درزهای موازی در ماسه سنگ و آهک بخصوص هنگامی که تحت تاثیر هوازدگی نیز قرار گرفته باشد ، حالت لایه بندی را دارد. در چنین مواردی بایستی با مطالعه دقیق ، سطح لایه بندی واقعی لایه را با استفاده از نحوه قرار گرفتن اجزا ، فسیل‌ها ، وجود لایه های نازک و عواملی نظیر آنها مشخص کرد.در مورد سنگهای دگرگونی نظیر شیست‌ها و گنایس‌ها ، لایه بندی اولیه سنگ معمولا در اثر پدیده های ثانوی مثل شیستوزیته و تورق ، به کلی از بین می رود و تشخیص آن فوق العاده مشکل است. در بعضی موارد ، وجود باندهای رنگین و ردیف کنکرسیون‌ها در سنگهای رسوبی نیز ممکن است شبیه لایه بندی واقعی باشد. در این حالت نیز با توجه دقیق بایستی ، آنها را از لایه بندی واقعی تشخیص داد.

ساختمان داخلی لایه

ساختمان داخلی لایه ، به شرایط فیزیکی و جغرافیایی محیط رسوبگذاری بستگی دارد و با توجه به تنوع این شرایط ، در حد وسیعی تغییر می کند. در حقیقت ، ساختمان داخلی لایه تابع نحوه قرار گرفتن ذرات تشکیل دهنده آن است. بدیهی است ساختمان داخلی لایه ، در مورد سنگهایی مثل کنگلومرا و ماسه سنگ که دارای ذرات درشتند، واضح تر مشاهده می‌شود. فسیل‌های حیوانی نظیر گراپتولیت‌ها و نیز بقایای گیاهی ، غالبا در سطح طبقه بندی قرار دارند. ذرات پهن سنگهای رسوبی نیز (مثل قطعات میکا) اکثرا موازی سطح لایه بندی است.بعضی از سنگهای رسوبی ، مثل شیل و نیز برخی از ذغالها ، به صورت ورقه های نازکی در امتداد لایه بندی جدا می شوند. این خاصیت ، ناشی از نحوه قرار گرفتن ذرات میکا و رس موجود در این سنگها است، ذرات میکا و سایر کانی‌های پهن ، در اثر جریان آب ، به موازات جریان قرار می‌گیرند. در بعضی موارد ، در اثر فشار ناشی از وزن طبقات رویی ، بعدها این قطعات به موازات سطح لایه بندی (افقی) قرار خواهند گرفت. ذرات کنگلومرایی که در نزدیکی سواحل تشکیل می شوند ، در امتدادهای خاصی قرار می‌گیرند ، زاویه تمایل این ذرات به سوی دریا است و امتداد محور بزرگ آنها ، غالبا موازی خط ساحل می باشد. قلوه سنگ‌|قلوه سنگ‌هایی که بوسیله رودخانه‌ها عمل می‌شوند ، طوری در برابر جریان قرار می گیرند که حداقل مقاومت را داشته باشند. و بدین ترتیب ، زاویه تمایل آنها در خلاف جهت جریان می باشد. نحوه قرار گرفتن فسیل‌ها نیز تابع جریان آب است. مثلا صدفهای طویل اغلب به موازات جریان آب رودخانه‌ها قرار می‌گیرند. صدفهایی که به شکل مخروط‌اند ، به طریقی قرار می گیرند که نوک مخروط ، در جهت جریان باشد. علاوه بر مطالب یاد شده ، نحوه قرار گرفتن اجزا تشکیل دهنده سنگ ، ساختمانهای داخلی مختلفی به وجود می آورد که برخی از آنها را در زیر می‌آوریم.


 

 

 

 

لایه بندی چلیپایی یا مورب

در بعضی موارد ، در داخل لایه ، یک نوع چینه بندی با مقیاس کوچکتر مشاهده می شود که غالبا ضخامت آنها کم است و نسبت به طبقه بندی اصلی به حالت متقاطع قرار گرفته‌اند. این نوع لایه بندی ، به نام لایه بندی چلیپایی یا متقاطع نامیده می شود. این گونه لایه بندی ، در سنگهایی مثل کنگلومرا ، ماسه سنگ ، سنگهای رسی و به ندرت در سنگ آهک مشاهده می شود. لایه بندی چلیپایی ، غالبا در رودخانه‌ها و به خصوص در رسوبات دلتایی و رسوبات کنار رودخانه دیده می شود. هنگام ورود رودخانه به آب ساکن ، ذرات سنگین آن ، بطور ناگهانی سقوط کرده و لایه بندی چلیپایی را بوجود می آورند. چینه بندی متقاطع در لایه‌ای رسوبات بادی نیز بوجود می‌آید. زیرا هنگام حرکت تلماسه‌ها (تپه‌های ماسه‌ای) ، ماسه‌های ریز از بالای تپه سرازیر شده و طبقات متقاطع را بوجود می‌آورد.

اثر شکنجی یا ریپل مارک

این ساخت در رسوباتی مثل رسوبات ماسه ای که ذرات آن مجزا بوده و قادرند آزادانه در آب یا هوا حرکت کنند ، به وجود آید. تشکیل اثر شکنجی ممکن است در اثر جریان (آب و یا باد) و یا در نتیجه امواج در قسمت های کم عمق دریا باشد. بدین ترتیب ، این گونه اشکال را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد:

  • ریپل مارکهای جریانی : ریپل مارکهای جریانی نسبت به سطح افق نامتقارن اند و نوک آنها نیز تیز نیست. بلکه به حالت گرد می باشد. این گونه آثار شکنجی را می توان در رسوبات بادی و نیز بعضیرسوبات رودخانه‌ای مشاهده کرد.
  • ریپل مارکهای موجی :اثرات شکنجی در قسمت های ساحلی کم عمق و در نتیجه حرکت قرینه آب به وجود می آید و به همین دلیل ، به حالت قرینه است. با توجه به اینکه امواج دریا فقط در اعماق کم موثر است، بنابراین ، آثارریپل مارک را فقط در رسوبات ساحلی می‌توان مشاهده کرد و برعکس ، وجود این آثار ، نشانه عمق کم رسوبگذاری است.
  • لایه بندی دانه ترتیبی: تغییرات تدریجی در ابعاد ذرات تشکیل دهنده لایه ، به این نام خوانده می شود. در حالت کلی ، ذرات درشت معمولا در کف طبقه قرار دارند و هرچه از پایین به بالای طبقه نزدیک شویم ، ابعاد ذرات کاهش می یابد. بدین ترتیب در حالت کلی ، یک تغییر ناگهانی در ابعاد ذرات دو طبقه مجاور وجود خواهد داشت.

طرز تشخیص بالا و پایین طبقه

اگر وضعیت کلی چینه شناسی ناحیه مشخص باشد ، می توان انتظار داشت که بالا و پایین طبقات ، از این وضعیت کلی تبعیت می کند ولی اگر منطقه نا آشنا و وضعیت کلی چینه شناسی آن روشن نباشد، برای تشخیص بالا و پایین لایه بایستی از بعضی نشانه ها کمک گرفت که اینک به شرح آنها می پردازیم:

  • ترکهای گلی: هنگامی که رسوبات رسی در مجاورت هوا خنک شوند ، در اثر انقباض ناشی از خشک شدن ، ترک‌هایی در سطح آنها بوجود می‌آید. بعدها ممکن است این ترکها ، بوسیله رسوبات ماسه‌ای و یا رسوبات رسی با ترکیب های متفاوت پر شود. بدین ترتیب به کمک این ترکهای پر شده ، می‌توان بالا و پایین طبقه را مشخص کرد.


 

 

 

 

  • اثر قطرات باران: برخورد قطرات باران با سطح رسوبات رسی نرم ، باعث ایجاد حفره‌های کوچک در آن می‌گردد. اگر ریزش باران ادامه یابد ، این حفره ها محو می شوند ولی ممکن است اثرات قطرات مجزای باران در اینگونه رسوبات حفظ شود و در اثر پوشش بوسیله سایر رسوبات ، برای مدتها محفوظ بماند. وجود چنین آثاری نمایشگر سطح لایه خواهد بود.
  • اثرات شکنجی: در ریپل مارکهای موجی ، قسمت تیزی به طرف بالا (طبقات جوان) و قسمت منحنی به طرف پایین (طبقات قدیمی) متوجه است.
  • لایه بندی چلیپایی: طبقات متقاطع ، تقریبا بر قسمت پایین طبقه مماس‌اند و طی زاویه تندی به قسمت بالای آن وصل می شوند. با استفاده از این خاصیت ، در بسیاری موارد می توان وضعیت اصلی طبقات را توجیه کرد.
  • لایه بندی دانه ترتیبی: در لایه بندی دانه ترتیبی ، ذرات درشت کف طبقه رسوب می کنند و هرچه به بالای آن نزدیک شویم ، ابعاد ذرات کوچکتر می شود. به کمک همین مشخصه می‌توان زیر و روی طبقه را تعیین کرد.
  • استفاده از فسیل ها: در بعضی از رسوبات آواری دانه ریز ، اثرات حرکت کرمها به صورت مجراهایی حفظ شده که تماما به سطح طبقه سوراخ شده اند. صدف بعضی ازفسیل‌ها مثل در کفه‌ای‌ها نیز اغلب به حالتی قرار می گیرد که قسمت محدب آن به طرف بالای طبقه باشد.
  • ساخت بالشی: در بعضی از گدازه‌های زیردریایی بویژه گدازه‌های بازی یک نوع ساخت بالشی بوجود می آید. نحوه قرار گرفتن آماری این قطعات طوری است که قسمت محدب آنها به طرف بالا می‌باشد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 10:24 قبل از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

سنگهای رسوبی

 

ریشه لغوی

سنگ شناسی رسوبی از دو کلمه Sedimentary به معنی رسوبی و Petrology به معنی سنگ شناسی گرفته شده است.

دید کلی

سنگهای رسوبی به دلیل داشتن منابع مهم نظیر نفت ، گاز ، ذغال ، آهن ، اوارنیم و نیز مواد مورد نیاز در مصالح ساختمانی مانند آهک ، گچ و غیره از اهمیت خاصی برخوردارند لذا سنگ شناسی رسوبی یکی از مهمترین شاخه‌های علوم زمین محسوب می‌گردد. در حدود 70٪ از سنگهای سطح زمین ، دارای منشا رسوبی هستند، و این سنگها عمدتا از ماسه سنگها ، سنگهای آهکی ، شیل ها و به مقدار کمتری اما با همان معروفیت از رسوبات نمک ، سنگهای آهندار ، ذغال و چوب تشکیل شده است. تاریخچه و سیر تحولی

  • مطالعه سنگهای رسوبی از نظر مشخصات ساختی ، بافتی و ترکیب شیمیایی آنها ، اولین بار در سال 1879 توسط سوربی انگلیسی انجام گرفت. وی مطالعه سنگهای رسوبی در مقاطع نازک را برای اولین بار ابداع نمود. بعدها در 1899 ، کایوی فرانسوی پاره‌ای از مشخصات میکروسکوپی و مشخصات ماکروسکوپی بعضی از سنگهای رسوبی در کشور فرانسه را ، به صورت مصور تشریح و تفسیر کرد.
    از آن تاریخ به بعد ، به پیروی از کایو ، بررسیهای سنگهای رسوبی و کوشش اکثر سنگ شناسان ، عمدتا بر کانی شناسی و تشخیص کانی‌های تشکیل دهنده این سنگها متمرکز گردید. که در این میان ماسه سنگها و رسوبات ماسه‌ای و از میان کانی‌ها هم ، کانیهای سنگین (دارای وزن مخصوص بیش از 2.85) ، بیشتر مورد توجه قرار گرفتند.
  • در سال 1919 ، ونت ورث آمریکایی برای سنجش اندازه ذرات و دانه های تشکیل دهنده رسوبات تخریبی مقیاسی ارائه داد و به کمک مقیاس ونت ورث مطالعه دانه سنجی و تجزیه‌های کمی و مکانیکی رسوبات بر مبنای اندازه دانه ها و فراوانی آنها ، میسر گردید.
  • سرانجام در 1933 ، آدن و کرمباین ، مقیاس‌های جدیدتری برای اندازه گیری دانه‌های رسوبی ارائه دادند و در مکانیسم تجزیه‌های مکانیکی رسوبات تخریبی ، تسهیلات زیادتری ایجاد کردند. امروز هم ، مقیاسهای اندازه گیری متداول برای مطالعات رسوب شناسی و سنگهای رسوبی ، به نام همین افراد معروف بوده و مورد استفاده سنگ شناسان و رسوب شناسان قرار دارد.

گروههای اصلی سنگهای رسوبی

رسوبات سیلیسی آواری :
رسوبات سیلیسی آواری (همچنین تحت عنوان رسوبات تریجنوس یا اپی کلاستیک خوانده می‌شوند) آنهایی هستند که از خرده سنگهای قبلی که توسط فرآیند فیزیکی حمل و رسوب کرده‌اند، تشکیل شده‌اند. این گروه شامل سنگها زیر می‌باشد:

  • کنگلومراها :
    در این سنگها ، مواد دانه درشت گرد شده در زمینه‌ای از مواد دانه ریز قرار دارند.
  • برش‌ها :
    مواد دانه درشت گرد نشده در زمینه‌ای از مواد دانه ریز قرار دارند.
  • ماسه سنگها :
    اندازه دانه‌ها در ماسه سنگها ، کمتر از 2 میلیمتر است.
  • گلسنگها :
    اندازه دانه‌ها کمتر از 2 میکرون می‌باشد.

رسوبات بیوژنیک ، بیوشیمیای و آلی :
رسوباتی هستند که بیشتر منشا بیو ژنیکی ، بیو شیمیایی و آلی دارند و شامل:

  • سنگهای آهکی :
    سنگهای آهکی می‌توانند هم از طریق ته نشست مستقیم CaCo3 از آب دریا و هم از طریق رسوب کردن اسکلت‌های کربناتی موجودات به وجود آید.
  • چرت‌ها :
    چرت ، یک واژه خیلی کلی برای رسوبات سیلیسی دانه ریز ، با منشا شیمیایی ، بیو شیمیایی یا بیوژنیکی است.
  • فسفاتها :
    یکی از مهمترین کانی‌های رسوبی فسفاتها ، آپاتیت می‌باشد.
  • ذغال و شیل نفتی :
    ذغال و شیلهای نفتی که از بقایای موجودات زنده قدیمی می‌باشند، انعکاسی از فرآیندهای دیانژ و دگرگونی دارند.

رسوبات شیمیایی :
این رسوبات منشا شیمیایی دارند و شامل موارد زیر می‌باشند:

  • تبخیر‌ی‌ها: تبخیری‌ها عمدتا رسوبات شیمیایی هستند که پس از تغلیط نمک‌های محلول در آب (بر اثر تبخیر) رسوب کرده‌اند.
  • سنگهای آهن‌دار :
    آهن
    ، عملا بر اندازه چند در صد در تمام سنگهای رسوبی وجود دارد، ولیکن بطور غیر معمول ، در جایی که مقدار آهن بیش از 15٪ باشد، سنگهای آهن‌دار را تشکیل می‌دهد.

رسوبات آذر آواری :
رسوبات آذر آواری رسوباتی هستند که عمدتا از دانه‌های با منشا ولکانیکی ، که از فعالیت‌های آتشفشانی همزمان سرچشمه گرفته‌اند، تشکیل شده‌اند. و شامل موارد زیر می‌باشند:

  • رسوبات اتوکلاستیک :
    سنگهای ولکانوژیکی هستند که توسط برشی شدن در جای لاوا تشکیل شده‌اند.
  • رسوبات پیروکلاستیک ریزشی :
    این رسوبات به راحتی از طریق خرده‌های آتشفشانی خارج شده از یک مجرا یا یک شکاف ، بر اثر انفجار ماگماتیکی ، تشکیل می‌شوند.
  • رسوبات ولکانی کلاستیک جریانی :
    این رسوبات توسط انفجارات فورانی در محیط‌های خشکی ایجاد می‌شوند.
  • هیدروکلاستیک‌ها :
    هنگامی که لاوای خارج شده ، با آب تماس پیدا کند، سرد شدن و خاموشی سریع ، باعث قطعه قطعه شدن لاوا می‌شود. این قطعات پس از حرکت در آب و دانه دانه شدن رسوبات هیدروکلاستیک را تشکیل می‌دهند.
  • رسوبات اپی کلاستیک :
    رسوباتی هستند که از حرکت و ته نشست مجدد رسوبات ولکانی کلاستیک ایجاد شده‌اند.

اهمیت مطالعه سنگهای رسوبی

  • سنگهای رسوبی در ادوار گذشته زمین شناسی در محیطهای طبیعی متفاوتی که امروزه وجود دارد، رسوب کرده‌اند. مطالعه این محیطهای عهد حاظر و رسوبات و فرآیندهای آنها به درک بیشتر معادل قدیمی آنها کمک می‌کند.
  • دلایل زیادی برای مطالعه سنگهای رسوبی وجود دارد زیرا ارزش اقتصادی کانی‌ها و مواد موجود در آنها کم نمی‌باشد. سوخت‌های نفت و گاز از پختگی مواد آلی در رسوبات مشتق شده و سپس این مواد به یک سنگ مخزن مناسب ، که عمدتا یک سنگ رسوبی متخلخل است، مهاجرت می‌کند. ذغال ، سوخت فسیلی دیگری است که البته در توالی‌های رسوبی نیز وجود دارد. روشهای رسوب شناسی و سنگ شناسی به طور گسترده در پی جویی ذخایر جدید این منابع سوختی و سایر منابع طبیعی مورد استفاده قرار می‌گیرد. سنگهای رسوبی بیشتر آهن ، پتاس ، نمک و مصالح ساختمانی و بسیاری دیگر از مواد خام ضروری را تامین می‌کنند.
  • محیطها و فرآیندهای رسوبی و جغرافیای قدیمی و آب و هوای قدیمی ، همگی را می‌توان از مطالعه سنگهای رسوبی استنباط کرد. اینگونه مطالعات به شناسایی و درک تاریخ زمین شناسی زمین کمک فراوانی می‌کند. سنگهای رسوبی حاوی زندگی گذشته زمین ، به فرم فسیل‌ها هستند که اینها مفاهیم اصلی انطباق چینه شناسی در فازوزوئیک می‌باشند.

 

.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 8:40 قبل از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

این شعار ماست:

شما چه سنگدانه ای میخواهید ما برایتان تولید میکنیم با بهترین کیفیت

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 5:53 بعد از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

توجه                               توجه  ماسه استاندار را کوهستان لوجار بخواهید

 

شن وماسه

شن وماسه  بايد از سنگهاي سخت مانند گرانيت ، سيليس و غيره ، باشد . بكار بردن ماسه هاي شيستي يا آهكي سست ممنوع است . ويژگيهاي شن وماسه مصرفي بايد مطابق با استاندارد هاي زير باشد :

 الف استاندارد شن براي بتن وبتن مسلح شماره 302 ايران .

ب استاندارد مصالح سنگي ريز دانه براي بتن و بتن مسلح شماره 300 ايران .

 مصالح سنگي بتن را مي توان از شن وماسه طبيعي و رود خانه اي تهيه نمود . به جز موارد زير كه در آن صورت بايد مصالح شكسته مصرف گردد :

در مواردي كه بكار بردن مصالح شكسته طبق نقشه و مشخصات و يا دستور دستگاه نظارت خواسته شده باشد .

 هر گاه مصالح طبيعي و يا رودخانه اي طبق مشخصات نبود ه و يا مقاومت مورد نياز را دارد .

 در صورتي كه بتن از نوع مارك 350 و يا بالاتر باشد .

چنانچه مخلوط دانه بندي شده با ويژگيهاي استاندارد مطابقت نكند ولي بتن ساخته شده با آن داراي مشخصات مورد لزوم از قبيل تاب ، وزن مخصوص و غيره باشد ، دستگاه نظارت مي تواند با مصرف بتن مزبور موافقت نمايد .

 شن وماسه  بايد تميز بوده ودانه هاي آن پهن و نازك و يا دراز نباشد . مقامت سنگهايي كه باري تهيه شن وماسه شكسته  مورد استفاده قرار مي گيرند نبايد داراي مقاومت فشار كمتر از 300  كيلوگرم بر سانيتمتر مربع باشد .

 دانه بندي ماسه بايد طبق اصول فني باشد .ماسه اي كه براي كارهاي بتن مسلح بكار مي روند نود وپنج درصد آن بايد از الك 76/4 ميليمتر عبور كند و تمام دانه هاي ماسه بايد از سرندي كه قطر سوراخهاي آن 5/9 ميليمتر است عبور نمايد . دانه بندي ماسه براي بتن و بتن مسلح بايد طبق جدول (4 -1-2  الف ) باشد .

 

جدول شماره ( 4-1-2 – الف )

 اندازه الكهاي استاندارد

درصد رد شده از الكهاي استاندارد

9500 ميگرن

4760 ميگرن

2380 ميگرن

1190 ميگرن

595 ميگرن

297 ميگرن

149 ميگرن

 100

95 تا 100

80 تا 100

50 تا 85 

25 تا 60

10 تا 30

2تا 10

 

 باقيمانده مصالح بين هر دو الك متوالي  جدول فوق نبايد بيش از 45 درصد وزن كل نمونه باشد .

حداكثر لاي و ذرات ريز در ماسه نبايد از مقادير زير تجاوز نمايد :

 الف در ماسه طبيعي و يا ماسه بدست آمده از شن طبيعي                     3% حجم

ب در ماسه تهيه شده از سنگ شكسته                                                     10% حجم

براي كنترل ارقام فوق بايد آزمايش زير در محل انجام گيرد :

 در يك استوانه شيشه اي مدرج به گنجايش 200 سانتيمتر مكعب مقدار 100 سانتيمتر مكعب ماسه ريخته و سپس آب تميز به آن اضافه كنيد تا مجموع حجم 150 سانتيمتر مكعب برسد ، بعد آنرا بشدت تكان داده و براي سه ساعت  به حال خود باقي گذاريد . پس از سه ساعت ارتفاع ذرات ريز كه بر روي ماسه ته نشين شده و بخوبي از آن  متمايز است از روي درجات خوانده مي شود و برحسب درصد ارتفاع ماسه دراستوانه محاسبه مي گردد در صد رسد ولاي ذرات ريز كه بدين ترتيب بدست مي آيد نبايد از مقادير مشخص شده در بالا تجاوز نمايد .

 مصرف شن وماسه اي كه از خرد كردن سنگهاي مرغوب و سخت در كارخانه بدست مي آيد  مشروط بر آنكه ابعاد دانه هاي  آنها در جدول دانه بندي فوق قرار گرفته باشند ، نسبت به شن وماسه طبيعي ارجحيت دارد .

 شن وماسه بصورت حجمي و يا وزني با پيمانه ها ويا ترازوهائي كه بدين منظور تهيه شده اند اندازه گيري مي شوند . مقدار شن وماسه مصرفي در بتن جدولي كه بعدا خواهد آمد مشخص شده است .

 ابعاد شن مصرفي براي بتن بايد طوري باشد كه 90 درصد دانه هاي آن بر روي الك 76/4 ميليمتري باقي بماند . دانه بندي شن نبايد از حدود مشخص شده در جدول شماره ( 4-1-2- ب ) تجاوز نمايد . اندازه الك طبق استاندارد شماره 295 ايران خواهد بود .  انبار كردن شن وماسه بايد به نحوي باشد كه موارد خارجي  وزيان آور به آنها نفوذ نكنند . مصالح سنگي بايد بر حسب اندازه دانه ها تهيه و در محلهاي مختلف انباشته شوند .  مصالح درشت دانه ( شن ) بايد حداقل دردو اندازه جداگانه تهيه وانباشته گردد . مصالحي كه دانه بندي آنها حدودا  بين 76-4 تا 1/38 ميلي متر است بايد از مرز دانه هاي 05/19 ميليمتري و مصالحي كه دانه بندي آنها بين 76/4 تا 8/50 يا 5/64 ميليمتر است بايد از مرز دانه هاي 4/25 ميليمتري به دو گروه تقسيم گردند .

 آب

 آب مصرفي بتن بايد تميز و عاري از روغن و اسيد و قليائي ها واملاح و مواد قندي و آلي و يا مواد ديگر يكه براي بتن وفولاد زيانبخش است ، باشد . منبع تامين آب بايد به تائيد دستگاه نظارت برسد . آب مورد مصرف بايد در مخازني نگهداري شوند كه از آلودگي با مواد مضر محافظت گردد :

 حداكثر مقدار مواد خارجي موجود در آب بشرح زير است :

 الف حداكثر مواد اسيدي موجود در آب بايد به اندازه اي باشد كه 10 ميليمتر مكعب سود سوز آور سي نرمال بتواند يك سانتيمتر مكعب آب را خنثي كند .

 ب -   حداكثر مواد قليايي موجود در آببايد به اندازه اي باشد كه 50 ميليمتر مكعب اسدي كلريدريك دسي نرمال  بتواند يك سانتيمتر مكعب آب را خنثي كند .

 پ درصد مواد موجود در آب نبايد از مقادير زير تجاوز كند :

 مواد آلي دو دهم در هزار

 مواد معدني سه در هزار

 مواد قليائي يك درهزار

 سولفاتها نيم در هزا ر

در حالتي كه كيفيت آب مصرفي مورد ترديد باشد در صورتي  مي توان از آن استفاده نمود كه تاب فشاري بتن نمونه ساخته شده با اين آب حداقل 90 درصد تاب فشاري بتن نمونه ساخته شده با آب مقطر باشد . بطور كلي مصرف آبهاي آشاميدني تصفيه شده براي ساختن بتن بلامانع است .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 5:46 بعد از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

 

آزمايشگاه مكانيك خاك و مكانيك سنگ :

 

رديف

نام آزمايش نوري

نام آزمايش به لاتين

استاندارد

1

تعيين درصد رطوبت خاك

Water Content Determination

ASTM D2216

2

حد رواني و حد خميري

Liguid and plastic Limits

ASTM D4318

3

حد انقباض

Shirinkage Limit

ASTM D427

4

هم‌ارز ماسه

Sand Eguivalent

ASTM D2419

5

دانه‌بندي خاك

Paticle Size Analysis

Mechanical Method

ASTM D422

ASTM D421

 

6

هيدرومتري

Hydrometer Analysis

ASTM D421

ASTM D422

 

7

تعيين GS

Specifie Gravity of soil solids

ASTM D854

8

تراكم

Compacion

ASTM D698

9

تعيين وزن واحد حجم خشك خاك در محل به روش مخروط ماسه و بالون لاستيكي

Determintion of in- place

sdil Density

Rubber Balloon and sand cone

ASTM D2167

ASTM D1556

10

نفوذپذيري

Coefficient of Permeability

ASTM D2434

11

تحكيم

Consolidation

ASTM D2435

12

فشاري ساده (تك‌محوري، محصور نشده)

Uncofined Compression

ASTM D2166

13

سه‌ محوري

Triaxial

Consolidated- Undrained

Unconsolidated- Undrained

 

ASTM D4767

ASTM D2850

 

14

برش مستقيم

Direct Shear

ASTM D3080

15

CBR

California Bearing Ratio

ASTM D1883

 

   نسبت باربري كاليفرنيا : 

    16- تعيين مقاومت برشي درزه‌ها و ترك‌ها (برش مستقيم)

    17- تعيين مقاومت نقطه‌اي سنگها

    18- آزمايش تعيين مقاومت سنگ در سلول سه‌بعدي

    19- آزمايش سايش سنگدانه‌ها

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 5:44 بعد از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 6:41 بعد از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

ماسه سنگ :

ماسه سنگ به طور معمول از دانه هاي كوارتز تشكيل شده است كه به وسيله مواد سيماني به يكديگر متصل شده اند . كانيهاي فرعي شامل فلدسپات ، ميكا ، اكسيد آهن ، پيريت يا حتي تورمالين نيز وجود دارند . در مواردي فلدسپاتها و قطعات خرده سنگي توانند جز غالب باشند .
ماسه سنگ ها داراي ساختار لايه لايه هستند و در تمام آنها درزه ها را ميتوان مشاهده كرد . دانه هاي تشكيل دهنده ماسه سنگها حدود 70 ميكرون تا 4 ميليمتر است كه با درشت شدن دانه ها به كنگلومرا تبديل مي شوند . از طرف ديگر ، با ريز شدن دانه ها و افزايش مواد رسي آنها به شيل منتهي مي شوند .
سيمان ماسه سنگ عموما اكسيدهاي آهن ، سيليس , كربنات كلسيم يا كانيهاي رسي است ولي سيمانهاي ديگر نيز وجود دارد . كيفيت و مشخصات سيمان روي مقاومت ، دوام ، كارپذيري و رنگ ماسه سنگ تاثير مي گذارد . در برخي از ماسه سنگها بيش از يك نوع سيمان وجود دارد . در ميان سيمانها سيمان سيليسي با دوام ترين سيمان هاست ، اما اگر در مقادير زياد موجود باشد ، كارپذيري سنگ را بسيار دشوار مي سازد . اكسيد آهن نيز سيماني قوي است ، اما احتمالا نسبت به سيليس ضعيف تر خواهد بود . ضمنا باعث رنگي شدن سنگ مي گردد . كربنات كلسيم اگرچه مقاومت نسبتا خوبي به سنگ مي دهد ، اما در كل سيمان ماده مناسبي نيست زيرا اولا سختي آن كم است ، ثانيا به سرعت در آبهاي اسيدي حل مي شود . سيمان كربناتي را مي توان به راحتي با ريختن چند قطره اسيد كلريدريك شناسايي كرد . مقادير كم اين ماده ضرري ندارد . سيمان رسي داراي معايبي است . رس چسباننده قوي نيست و به علاوه موجب جذب رطوبت سنگ نيز مي شود ، لذا باعث تضعيف سنگ در برابر يخبندان مي گردد . مقادير اندك آن باعث نرمي سنگ و بهبود كارپذيري آن مي شود . رس ظاهر تيره و ماتي به سنگ مي دهد كه چندان جذاب نيست ، در صورت موجود بودن در سنگ بايد به صورت پراكنده باشد و نبايد به شكل متمركز در سنگ ديده شود .
ماسه سنگ هاي سخت و با جذب آب كم داراي عمر زيادي هستند اما انواع نرمتر آن ممكن است بر اثر يخبندان خراب شوند . همان طور كه گفته شد ، رگه هاي رس محل ضعيف سنگ هستند . دانه هاي ميكا نيز به خصوص در صورتي كه در سطوح لايه بندي مجتمع شده باشند ، باعث تضعيف سنگ خواهند شد .

 سختي : سختي سنگ به سختي كانيهاي تشكيل دهنده و سفتي آن به نحوه دانه بندي كانيها و سيمان سنگ بستگي دارد . لذا سختي ماسه سنگ به خاطر دانه هاي كوارتز تشكيل دهنده آن بالاست . اما در عين حال ممكن است به خاطر سيمان موجود در آن آنقدر سست باشد كه زير پا خرد شود .
وزن ويژه : براي ماسه سنگها معمولا حدود 6/2 تن بر مترمكعب است .
 جذب آب : ماسه سنگها محدوده وسيعي را از نظر جذب آب نشان مي دهند . انواع سخت و متراكم آن ، مانند ماسه سنگهاي كوارتزي جذب آب كمتر از يك درصد است ، در حالي كه انواع متخلخل آن , ممكن است بيش از 10 درصد جذب آب داشته باشند .
 
مقاومت فشاري : مقاومت فشاري ماسه سنگها معمولا در محدوده 60 تا 80

 

مگاپاسكال قرار مي گيرد .
- مقاومت در برابر آتش : ماسه سنگها تا دماي حدود 600 درجه سلسيوس

 

آسيب چنداني نخواهند ديد . اما در صورتي كه در معرض اثر متوالي آتش و آب قرار گيرند متلاشي مي شوند .
 رنگ : اگرچه به عوامل مختلفي بستگي دارد ، در كل مي توان گفت كه رنگهاي زرد ، نخودي و زرد مايل به قهوه اي بر اثر ليمونيت و قرمز يا رگه هاي قرمز ، قهوه اي بر اثر هماتيت به وجود مي آيند . اين ، در حالي است كه سبز مايل به آبي و سياه به علت وجود مواد رسي يا كربناتي است . توزيع نامساوي مواد رنگي باعث لكه لكه شدن سنگ مي شود . بسياري از ماسه سنگ ها بر اثر قرار گرفتن در معرض جو و به علت اكسيداسيون تركيبات آهني موجود در آنها دچار تغيير رنگ مي شوند . اين تغيير رنگ لزوما نشانه تخريب سنگ نيست ، حتي گاهي اوقات ممكن است ظاهر سنگ هوازده جذابتر از سنگ نو اوليه باشد .

طبقه بندي :

استاندارد ASTM C : 616 سنگ هاي ساختماني بر پايه كوارتز را به سه دسته زير تقسيم مي نمايند :
1- ماسه سنگ با حداقل 60 درصد كانيهاي سيليس
2- ماسه سنگ كوارتزي با حداقل 90 درصد كانيهاي سيليس
3- كوارتزيت با حداقل 95 درصد كانيهاي سيليس

ويژگيهاي لازم براي اينها در استاندارد مذكور آمده است . اما كوارتزيت در اصل يك نوع سنگ دگرگوني است ، لذا اين تقسيم بندي را چندان مناسب نمي دانيم . در طبقه بندي ماسه سنگها براي تدوين استاندارد ملي ايران ، ما گروهاي زير را پيشنهاد مي كنيم :
1- ماسه سنگ با سيمان رسي ،
2- ماسه سنگ با سيمان آهكي
3- ماسه سنگ با سيمان سيليسي با حداقل 60% كانيهاي سيليسي
4- ماسه سنگ كوارتزي با حداقل 90 درصد كانيهاي سيليسي




+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 7:14 بعد از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

نمونه كارتهاي تبليغاتي شركت

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 7:54 بعد از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

شن وماسه

شن وماسه  بايد از سنگهاي سخت مانند گرانيت ، سيليس و غيره ، باشد . بكار بردن ماسه هاي شيستي يا آهكي سست ممنوع است . ويژگيهاي شن وماسه مصرفي بايد مطابق با استاندارد هاي زير باشد :

 الف استاندارد شن براي بتن وبتن مسلح شماره 302 ايران .

ب استاندارد مصالح سنگي ريز دانه براي بتن و بتن مسلح شماره 300 ايران .

 مصالح سنگي بتن را مي توان از شن وماسه طبيعي و رود خانه اي تهيه نمود . به جز موارد زير كه در آن صورت بايد مصالح شكسته مصرف گردد :

در مواردي كه بكار بردن مصالح شكسته طبق نقشه و مشخصات و يا دستور دستگاه نظارت خواسته شده باشد .

 هر گاه مصالح طبيعي و يا رودخانه اي طبق مشخصات نبود ه و يا مقاومت مورد نياز را دارد .

 در صورتي كه بتن از نوع مارك 350 و يا بالاتر باشد .

چنانچه مخلوط دانه بندي شده با ويژگيهاي استاندارد مطابقت نكند ولي بتن ساخته شده با آن داراي مشخصات مورد لزوم از قبيل تاب ، وزن مخصوص و غيره باشد ، دستگاه نظارت مي تواند با مصرف بتن مزبور موافقت نمايد .

 شن وماسه  بايد تميز بوده ودانه هاي آن پهن و نازك و يا دراز نباشد . مقامت سنگهايي كه باري تهيه شن وماسه شكسته  مورد استفاده قرار مي گيرند نبايد داراي مقاومت فشار كمتر از 300  كيلوگرم بر سانيتمتر مربع باشد .

 دانه بندي ماسه بايد طبق اصول فني باشد .ماسه اي كه براي كارهاي بتن مسلح بكار مي روند نود وپنج درصد آن بايد از الك 76/4 ميليمتر عبور كند و تمام دانه هاي ماسه بايد از سرندي كه قطر سوراخهاي آن 5/9 ميليمتر است عبور نمايد . دانه بندي ماسه براي بتن و بتن مسلح بايد طبق جدول (4 -1-2  الف ) باشد .

 

جدول

 اندازه الكهاي استاندارد

درصد رد شده از الكهاي استاندارد

9500 ميگرن

4760 ميگرن

2380 ميگرن

1190 ميگرن

595 ميگرن

297 ميگرن

149 ميگرن

 100

95 تا 100

80 تا 100

50 تا 85 

25 تا 60

10 تا 30

2تا 10

 

 باقيمانده مصالح بين هر دو الك متوالي  جدول فوق نبايد بيش از 45 درصد وزن كل نمونه باشد .

حداكثر لاي و ذرات ريز در ماسه نبايد از مقادير زير تجاوز نمايد :

 الف در ماسه طبيعي و يا ماسه بدست آمده از شن طبيعي                            3% حجم

ب در ماسه تهيه شده از سنگ شكسته                                                          10% حجم

براي كنترل ارقام فوق بايد آزمايش زير در محل انجام گيرد :

 در يك استوانه شيشه اي مدرج به گنجايش 200 سانتيمتر مكعب مقدار 100 سانتيمتر مكعب ماسه ريخته و سپس آب تميز به آن اضافه كنيد تا مجموع حجم 150 سانتيمتر مكعب برسد ، بعد آنرا بشدت تكان داده و براي سه ساعت  به حال خود باقي گذاريد . پس از سه ساعت ارتفاع ذرات ريز كه بر روي ماسه ته نشين شده و بخوبي از آن  متمايز است از روي درجات خوانده مي شود و برحسب درصد ارتفاع ماسه دراستوانه محاسبه مي گردد در صد رسد ولاي ذرات ريز كه بدين ترتيب بدست مي آيد نبايد از مقادير مشخص شده در بالا تجاوز نمايد .

 مصرف شن وماسه اي كه از خرد كردن سنگهاي مرغوب و سخت در كارخانه بدست مي آيد  مشروط بر آنكه ابعاد دانه هاي  آنها در جدول دانه بندي فوق قرار گرفته باشند ، نسبت به شن وماسه طبيعي ارجحيت دارد .

 شن وماسه بصورت حجمي و يا وزني با پيمانه ها ويا ترازوهائي كه بدين منظور تهيه شده اند اندازه گيري مي شوند . مقدار شن وماسه مصرفي در بتن جدولي كه بعدا خواهد آمد مشخص شده است .

 ابعاد شن مصرفي براي بتن بايد طوري باشد كه 90 درصد دانه هاي آن بر روي الك 76/4 ميليمتري باقي بماند . دانه بندي شن نبايد از حدود مشخص شده در جدول شماره ( 4-1-2- ب ) تجاوز نمايد . اندازه الك طبق استاندارد شماره 295 ايران خواهد بود .  انبار كردن شن وماسه بايد به نحوي باشد كه موارد خارجي  وزيان آور به آنها نفوذ نكنند . مصالح سنگي بايد بر حسب اندازه دانه ها تهيه و در محلهاي مختلف انباشته شوند .  مصالح درشت دانه ( شن ) بايد حداقل دردو اندازه جداگانه تهيه وانباشته گردد . مصالحي كه دانه بندي آنها حدودا  بين 76-4 تا 1/38 ميلي متر است بايد از مرز دانه هاي 05/19 ميليمتري و مصالحي كه دانه بندي آنها بين 76/4 تا 8/50 يا 5/64 ميليمتر است بايد از مرز دانه هاي 4/25 ميليمتري به دو گروه تقسيم گردند .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 1:57 بعد از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

مقدمه

به مجموعه‌ای از ذرات سنگی که از کمترین تخلخل برخوردارند و دانه‌های آن توسط دوغابی از سیمان به هم چسبیده باشند، بتن (Concreate) گفته می‌شود. به زبان دیگر ، بتن متشکل از یک جسم پرکننده (مصالح سنگی) و یک جسم چسبنده (آب و سیمان یا دوغاب سیمان) است. بتن به دلیل کارائیهای مثبتی که دارد، امروزه به عنوان یکی از پر مصرف ترین مصالح ساختمانی در آمده است.

کارائیهای بتن

اقتصادی بودن

حدود 80 درصد وزن بتن از مصالح سنگی ارزان قیمت درست شده است.

تنوع

با تغییر نوع و مقدار سیمان و مصالح سنگی و انجام برخی اعمال فیزیکی و شیمیایی می‌توان بتن‌هایی با خواص کاملا متفاوت تهیه کرد.

شکل پذیری

با کمترین مخارج می‌توان قطعاتی با اشکال مختلف از بتن تهیه کرد.

مکانیزه شدن

تهیه و تولید بتن را می‌توان به صورت مکانیزه انجام داد. به این وسیله می‌توان قدرت تولید بتن و کیفیت آن را افزایش و قیمت تمام شده آن را کاهش داد.

ویژگیهای مهم بتن

ویژگیهای مهم بتن شامل مقاومت ، وزن ، قابلیت کار و دوام است که از این میان مقاومت از اهمیت خاصی برخوردار است. مقاومت بتن بیش از همه به عواملی مانند نوع و مقدار سیمان ، کمیت و کیفیت آب مصرفی ، مشخصات فیزیکی و شیمیایی مصالح سنگی ، نحوه ساختن و عمل آوردن بتن و بالاخره نوع و سن بتن بستگی دارد.

تهیه بتن

مقدار کم بتن را معمولا بطور دستی می‌سازند. بتن را اغلب در حمل ساخته و مصرف می‌کنند. در مواردی نیز بتن در کارخانه ساخته شده و توسط کامیون به محل مصرف حمل می‌شود. بتن را بهتر است پس از ساختن هرچه زودتر مصرف کرد. برای اینکه بتن شکل مورد نظر را به خود بگیرد از قالب استفاده می‌شود. پس از آنکه بتن در قالب ریخته شد، باید آن را متراکم نمود (عمل آورد) تا مقاومت آن افزایش یابد. بتن سخت را در لایه‌های متوالی 15 الی 20 سانتیمتری در قالب می‌ریزند و با تخماق می‌کوبند تا به اصطلاح عرق کند. بر اثر این عمل دانه‌های سنگی در کنار هم جفت و جور شده و هوای موجود در بتن به صورت کف (شیر بتن) به سطح آن می‌آید.

برای دستیابی به بتن مناسب باید هوای آن ، تا 3 درصد حجم بتن کاهش یابد. بتن‌های دارای حجم زیاد را با لرزاندن از داخل متراکم می‌کنند. به این صورت که خرطوم لرزاننده‌ای را داخل بتن نموده و آن را جابجا می‌کنند. گرما در گرفتن و سخت شدن بتن اثر زیادی دارد. در گرما بتن زود می‌گیرد و سخت می‌شود. در مقابل در دمای صفر درجه سانتیگراد دوغاب سیمان نمی‌گیرد و سخت نمی‌شود. بتن را در دماهایی تا 5 درجه سانتیگراد می‌توان ساخت، به شرط آنکه تا 4 روز دمای آن از 5 درجه کمتر نشود. بتن سازی در نقاط سرد سیر بوسیله گرم کردن مصالح صورت می‌گیرد.

اجزا تشکیل دهنده بتن

بتن ترکیبی از سیمان ، آب و مصالح خرده سنگی (شن و ماسه) است که به نسبتهای متناسب بطور دستی یا مکانیکی با یکدیگر مخلوط شده است.

سیمان

سیمان ماده‌ای است پودری شکل که در کارخانه تهیه شده و بر اثر آبگیری سخت می‌شود. سیمانها انواع مختلف دارند که معروفترین آنها سیمان پرتلند است. سیمان پرتلند فرآورده‌ای است که عمدتا از مخلوط کردن سنگ آهک و خاک رس بدست می‌آید.

آب

آبی که در ساختن بتن مصرف می‌شود، باید عاری از مواد مضر برای بتن باشد. در این رابطه مقدار سولفاتهای آب نباید از یک گرم در لیتر بیشتر باشد. آب گندآبها و فاضلاب شهرها برای ساختن بتن مناسب نیست. آب مصرفی نباید خاصیت اسیدی زیاد داشته و PH آن نباید کمتر از 4 باشد. مقدار آب بکار رفته در بتن متغیر است و به عوامل مختلف بستگی دارد. غلیظ بودن بتن ، درشتی ذرات سنگی ، صاف بودن سطح دانه‌ها ، کروی بودن ذرات سنگی ، سردی هوا و وجود رطوبت در آن مقدار آب لازم را کاهش می‌دهد. در مقابل رقیق بودن بتن ، ریز و خشک بودن ذرات سنگی ، گرمی هوا ، ناصافی سطح دانه‌ها و گوشه داری آنها مصرف آب را افزایش می‌دهد.

مصالح خرده سنگی

امروزه در تهیه بتن‌ها دامنه گسترده‌ای از مواد طبیعی و مصنوعی بکار گرفته می‌شوند. از این میان شن و ماسه طبیعی بهترین و پرمصرفترین مصالح هستند. مصالح دانه‌ای بکار گرفته شده در بتن در درجه اول شن و ماسه طبیعی و پس از آن سنگ شکسته یا مخلوطی از آنهاست. یکی از دلایل عمده عدم استحکام کافی و تخریب زود رس بتن ، استفاده از مصالح دانه‌ای نامرغوب است. بطور کلی ذراتی مناسب‌اند که تمیز ، بدون پوشش سطحی ، دارای دانه بندی مناسب ، محکم و بادوام و عاری از مواد آلوده کننده باشند. علاوه بر آن ، این مواد باید قادر باشند بطور مناسبی در مقابل تغییرات فیزیکی و شیمیایی محیط مقاومت نمایند.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 5:25 بعد از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

کیفیت در پروژها

پروژه مجموعه اي از فعاليتهاي مرتبط با يکديگر براي دستيابي به هدفي مشخص است.

آنچه که پروژه را از مجموعه فعاليتهاي غير پروژه اي متمايز ميکند، خاص بودن هدف پروژه و عدم تکرار اين هدف است که سازماندهي، راهبري و کنترل فعاليتهاي آن بعهدة مديريت پروژه است.

در اين راستا مدير پروژه وظيفه دارد شاخصهاي عمده اي مانند: "زمان"، "هزينه" و "کيفيت" را در طول اجراي پروژه مستمراً تحت کنترل داشته باشد.

اصولاً کيفيت انجام پروژه به مفهوم عام آن عبارتست از انجام پروژه در زمان تعيين شده و رسيدن به اهداف و استانداردهاي مشخص شده پروژه.

 اهداف و استانداردهاي پروژه قاعدتاً براي برهه اي خاص از زمان که همان زمان پيش بيني دوره بهره برداري (يا تحويل پروژه به کارفرما) است، تعيين ميگردد. با طولاني شدن زمان پروژه و تعويقهاي طولاني، در شروع بهره برداري از پروژه ممکن است اهداف و استانداردهاي اوليه از توجيه خارج گردند. که شايد بتوان چند نمونه از آن را نيز در شرکت خودمان جستجو کرد که با طولاني شدن زمان انجام پروژه، شرکت متحمل ضررهاي زيادي در ازاي تأخير در تحويل پروژه ميگردد. در اين مجال به بررسي علل افزايش هزينه و زمان اجراي پروژه مي پردازيم.

 

علل افزايش زمان پروژه :

عوام متعددي باعث افزايش مدت زمان انجام پروژه ها ميگردد که سر فصل چند عامل را که موجبات طولاني تر شدن مدت زمان انجام پروژه را فراهم ميسازد نام ميبريم.

-        عدم تأمين بودجه لازم در زمان مطلوب

-        ضعف مديريت و عوامل اجرائي پروژه

-        عدم بهره گيري از ابزارهاي مناسب برنامه ريزي و کنترل پروژه ها

-        وجود قوانين خشک و بدون انعطاف و کنترلهاي نامناسب مالي

-        عدم بکارگيري تکنولوژي مناسب اجرائي در انجام فعاليتهاي پروژه

-        تغييرات حساب نشده در مديريت پروژه و بعضاً عوامل اجرائي پروژه

عوامل مذکور نمونه اي از عوامل مؤثر در به تأخير افتادن پروژه هاست.

وابستگي عامل هزينه پروژه به زمان انجام پروژه بسيار شديدتر از عامل کيفيت است هزينه هاي پروژه شامل دو گروه هزينه هاي مستقيم و غيرمستقيم است.

هزينه هاي مستقيم پروژه هزينه هايي است که مستقيماً به فعاليتهاي خاصي از پروژه مرتبط است. اين گروه از هزينه ها اگر چه ظاهراً با طولاني شدن پروژه افزايش مي يابند اما افزايش اين نوع هزينه ها در موفقيت و عدم موفقيت پروژه چندان مؤثر نميباشد زيرا افزايش اين هزينه ها (عمدتاً به علت تورم) با افزايش هزينه هاي مطالبه شده از مشتري کارفرما همراه است و به ندرت باعث عدم موفقيت پروژه ميگردد.

 

هزينه اي که موفقيت و عدم موفقيت پروژه را تحت الشعاع قرار ميدهد هزينه هاي اداره دفاتر طرح ، هزينه احداث و اداره کارگاه هاي موقت يا نظارت بر کارگاههاي سازنده، هزينه بهره وام و ... است. در واقع هزينه هاي غيرمستقيم پروژه تابع يکنواخت و صعودي از انجام پروژه است. عمدتاً اين تابع حتي بصورت غيرخطي و کاملاً بصورت نمائي با افزايش زمان پروژه افزايش مي يابد. بدين مفهوم که هر چه زمان پروژه طولاني تر شود هزينه بیشتر خواهد شد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 1:36 بعد از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

معایب برداشت ماسه از رودخانه ومزایای برداشت ماسه کوهی

 برداشت بي رويه و غير فني مصالح ساختماني از رودخانه ها كه نوعي دخل وتصرف در آن به شمار مي آيد ، آثار منفي فراواني را به دنبال دارد. بسته به حجم و ميزان برداشت و نيز روش، زمان و مكان برداشت آنها ميتواند در ابعاد هيدروليكي، مرفولوژي، زيست محيطي و اقتصادي نمايان گردد.اين تغييرات محدود به محل استخراج و برداشت نيست بلكه كيلومترها بالاتر و پايين تر از آن ظاهر ميشود. برداشت مصالح رودخانه اي موجب ايجاد حفره هايي در بستر شده و با بهم خوردن تعادل رسوبات رودخانه سيب ميشود كه ظرفيت حمل رودخانه را در پايين دست گودال بيشتر كرده و موجبات كف كني آن را فراهم آورد و اين تغييير،  پارامترهايي نظير شيب بستر و عمق جريان را دستخوش تغيير ميكند. در حالتي كه عمق برداشت به گونه اي باشد كه جريان آبشاري در گودال بوجود آيد اين فرسايش ميتواند پس رونده شده و بالا دست گودال را نيز تهديد ميكند. حفاري حاشيه رودخانه نيز موجب انحراف آب به اين قسمت و فرسايش كناره هاي رودخانه شده كه اين تغييرات آثار سوئي بر پلها و ابنيه هاي احداثي برروي رودخانه خواهد گذاشت. همچنين برداشت شن و ماسه تعليق مواد رسوبي بستر را بدنبال دارد كه بر روي آبزيان رودخانه اثرات منفي شديدي ايجاد خواهد نمود. نمودار 1 اثرات برداشت بي رويه مصالح رودخانه اي را درتمامي ابعاد بخوبي نمايش ميدهد. اما برداشت صحیح واصولی ماسه از معادن کوهی متواند مزایای فراوانی رلبرای جامعه ومحیط زیست داشته باشد که کیفیت ماسه کوهی به مراتت بالا تر وبا مقاومت بیبشتری همراه میباشد واستفاده از آین ماسه در مصالح متواند به میزان دو برابر عمر مفید ابنیه را بالا ببرد وهیچ گونه زیان وضرری را برای محیط زیست نداشته باشد

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 5:7 بعد از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

روستای وندرنی علیا

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 4:26 بعد از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

وضعیت ونوع معدن

زمين شناسي و پترولوژي سنگ هاي آتشفشاني معدن شرکت دانه بندی شن وماسه کوهستا ن لوجار

چكيده

كمربند سنگ هاي سبز ، قرارگرفته، در محدوده مورد مطالعه كه از شرق ر وستای وندرنی سفلی تا شرقوندرنی علیا را با روندي غرب، شرق اشغال مي كند، واجد مساحتي فراتر از 60 كيلومتر مربع ميباشد. عرض متوسط مجموعه سنگ هاي آتشفشاني مزبور حدود 3 و طول آن 20 كيلومتر است

مجموعه سنگ هاي موجود در اين كمپلكس آذرين شامل: سنگ هاي ولكانيك، نيمه عميق (ساب ولكانيك) و نفوذي بوده كه در اين ميان سنگ هاي نيمه عميق جوانتر از دو واحد ديگر است. سنگ هاي آتشفشاني بطور خلاصه شامل پيروكسن آندزيت، هورنبلاند آندزيت، داسيت و بازالت بوده، در حاليكه سنگهاي نفوذي بسيار كمياب و صرفاً ديوريت پگماتوئيد تا ملاديوريت هستند. سنگ هاي عميق با سن احتمالي كرتاسه واجد بافت دلريتي و تركيب بازالتي تا ديوريتي بوده و به فرم هاي دايك، استوك و گاهاً سيل، واحدهاي ولكانيك و تخريبي ژوراسيك را مورد هجوم قرار داده اند

سنگ هاي ولكانيك مورد مطالعه، در يك محيط زيردريايي فوران نموده و نوع فوران شكافي و با ضريب انفجار متوسط تا پائين است، چرا كه گسترش پيروكلاستيك هاي سقوطي (پرتابي) كم بوده و بعلاوه هيچ سكانس و ترتيبي را نشان نمي دهند

بر اساس بررسي هاي پترولوژيكي انجام گرفته، ولكانيسم از نوع جزائر قوسي بوده و دو روند ماگمايي كالكوآلكالن و تولئيتي كاملاً مشهود است. سنگ هاي نيمه عميق، ويژگي هاي ژئوشيميايي بازالت هاي ميان اقيانوسي (MORB) را به نمايش گذارده كه در برخي دياگرام ها، شباهت هايي نيز به بازالت هاي جزائر اقيانوسي(OIB) نشان مي دهند

بررسي دياگرام هاي هاركر(Harker Diagrams)و ساير نمودارهاي تغييرات اكسيد عناصر اصلي و همچنين عناصر ناچيز، مؤيد همخون بودن(Cogenetic)سنگ هاي آتشفشاني ژوراسيك بوده كه احتمالاً از تفريق يك سنگ مادر بازالتي حاصل شده اند. سنگ هاي نيمه عميق احتمالاً از يك منشأ مانتوي نرمال (غني شده) بوجود آمده اند

محتمل ترين روند تفريق جهت ولكانيك هاي منطقه روند تفريق اكلوژيتي است. شواهد پتروگرافي و ژئوشيميايي همگي مؤيد اين نوع تفريق مي باشند

فرايندهاي هيدروترمالي، چه در خلال جايگزيني سنگ هاي آتشفشاني و حتي نيمه عميق و چه پس از جايگزيني آنها، كمابيش تغييرات قابل ملاحظه اي در كاني شناسي سنگ ها را موجب شده اند. تشكيل كاني هاي زيبايي از جمله: كلريت، پنين، زوئيزيت و اپيدوت، از نمادهاي بارز اين فرايندهاي ثانويه ميباشد

به جرأت مي توان گفت كه سنگ هاي ولكانيك ناحيه در اوائل كرتاسه و يا اواخر ژوراسيك تحت تأثير يك فاز دگرگوني از درجه بسيار ضعيف (رخساره پومپله ايت- پرهنيت يا پرهنيت- آكتينوليت تا درجه ضعيف (ابتداي رخساره شيست سبز) واقع شده اند. بعلاوه يك فاز دگر شكلي از نوع بريتل نيز بطور همزمان و يا كمي پس از تبلور سنگ ها سبب خرد شدن كاني ها بخصوص كلينوپيروكسن ها و بعضاً پلاژيوكلازها گريده است

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت 1:0 بعد از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

آدرس کارخانه

کیلومتر ۷۰ شهرستانهای کرمانشاه و سنندج محور سنقر کامیاران روستای وندرنی علیا

تلفن:08726525255

همراه:09188317989


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 4:6 قبل از ظهر  توسط ايرج هدائي  | 

کیفیت مصالح

نوع ماده معدنی از نوع آندزیت و بازالت می باشد.

چگالی خشک :۲.۷۵۰

چگالی اشباع: ۲.۵۵۰

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1384ساعت 4:0 قبل از ظهر  توسط ايرج هدائي  |